بابا زاهد، پیری خفته در کوههای بختیاری

 پس از گذشت چهارسال یادی از یک سفر
 
در میان صفحات اینترنت به صفحه ای از مجتبا گهستونی رسیدیم که در سفر چهار سال پیش خود به منطقه «چلو» گزارشی از وضعیت بقعه مقدس بابازاهد تهیه کرده بود.
شایان ذکر استُ که در مهرماه ۱۳۸۷ یک گروه از خبرنگاران و فعالین مطبوعاتی  و گردشگری استان خوزستان به دعوت و ابتکار آقای ساتیار یادگاری (عضو هیات امنای بقعه بابازاهد) و سامان فرجی بیرگانی به منطقه ی چلو رفته و به انتشار گزارشات و عکسهای مختلفی از این منطقه پرداختند که در شناسایی این مکان موثر واقع شد.
خوشبختانه انتشار گزارشات آن سفر و پی گیری های بعدی این آقایان با مسئولین استانی منجر به بهبود وضعیت خدمات دهی از جمله بهبود وضعیت جاده ی بابا زاهد شد.
لذا  مجالگاه منجزی بدینوسیله از کلیه ی فعالین مطبوعاتی و گردشگری در آن سفر و همچنین مسئولانی که یاری نمودند از جمله تشکر ویژه از تلاشهای حاج آقا بردبار مسئول وقت روابط عمومی استانداری خوزستان و سایر عزیزانی که به نیت بابا زاهد می خواهند گمنام بمانند تشکر می نماید.
 
 عکس آرامگاه بابازاهد؛(برگرفته از وبلاگ امین منجزی )
 
فعالین گردشگری و مطبوعاتی سفر بابازاهد:
 
۱. مجتبا گهستونی - روزنامه نگار
۲.آزاده خراسانی - مربی گردشگری
۳. سرکارخانم جهرمی - مدیر کانون گردشگری خوزستان
۴.مهران فرمانی- فعال گردشگری
۵.فرهاد رهبر - فعال حوزه ی محیط زیست
 ۶.سامان فرجی بیرگانی - روزنامه نگار
۷.عبدالحسین اورامه - ازشیوخ بابازاهد
 ۸.زیبا رفاهی- فعال گردشگری
۹.ناصر فرجی بیرگانی 
۱۰. ساتیار یادگاری
۱۱.زری شهبازی
۱۲.ایوب سلطانی باستانشناس
 
مطلب مجتبا گهستونی در سایت (سخنگو) پایگاه اطلاع رسانی انجمن دوستدارن میراث فرهنگی خوزستان :
 

اما در بین مسافرین که پیشنهاد دهنده اصلی این سفر بود ما را ترغیب نمود که با مینی بوسی از اهالی کوشک سفر خود را آغاز کنیم.

 

عکس از فرشید باقی پور

آقای یادگاری تصمیم گرفت که به نیت امامزاده بابا زاهد چلو  جمع ما را دعوت نماید تا بتوانیم از این سفر بهره مند شویم. در بین جمع 17 نفره ما تنها 2 نفر به این مکان رفته بودند. همه ما می دانستیم که مسافت 3 ساعته یی را باید طی کنیم. با اینکه مسافت کوتاهی بود ولی عبور از جاده ای کاملا سنگلاخی و کوهستانی که هر ماشینی هم نمی تواند از آن عبور کند مسافت شاید نیم ساعته ما را در جاده یی آسفالته به چندین ساعت افزایش داد. در تاریکی مطلق و عبور از دره ها و گذر از تخته سنگهای بزرگ و مشاهده چراغی روشن در دوردست که چشمان براق حیوان درنده دیگری را در ذهنمان تداعی می کرد باعث شد که با خستگی زیاد در ساعت 4 صبح به بابا زاهد چلو برسیم. تاریکی مطلق بود. تنها چیزی که در ابتدا نظرمان را جلب کرد تابلو اداره اوقاف مسجدسلیمان و هیت امنا بابا زاهد بود که سفر خوشی را برای مسافرین طلب می کرد. پس از پیاده شدن از مینی بوس پیرمردی که فانوس در دست داشت از ما خواست یا در ماشین و یا در کنار آن بخوابیم چرا که در نزدیکی امامزاده هیچ جای اسکانی نیست و به خاطر تاریک بودن نمی توان جای مناسبی را پیدا نمود. پس از گفت و گوی من با یکی از اعضای هیات امنا که مرد بسیار زحمت کشیده و جا افتاده یی بود و به آنها شیخ می گفتند وی از فرزندانش که خواب بودند درخواست که که برای مهمانان اهوازی ما موتور برق را روشن نمایند تا جای مناسبی برای خواب پیدا نماییم. یکی از مسافرین که از قبل آمده بود با شنیدن این حرف از شیخ درخواست کرد که به دلیل خواب بودن زوار موتور برق را روشن نکند که شیخ با بیان اینکه اینها خانواده هستند و در بین آنان خبرنگار است و مسیر اهواز تا به اینجا را طی کرده اند و باید تکریم شوند به سمت موتور برق رفت. ما واقعا دوست نداشتیم که زواری را ناراحت کنیم ولی ناچار بودیم. صدای هندل زدن چند باره موتور برق باعث شد که برق کل محوطه یکی پس از دیگری روشن شود. چه عظمتی داشت اینجا. چقدر شلوغ بود. هرجا که چشم کار می کرد مردمی را می دیدیم که خواب بودند. اصلا باورم نمی شد. سعی کردیم بدون سر و صدا نقطه یی را پیدا کرده و به استراحت بپردازیم.هوا سرد بود. چند نفری به درون چادری 8 نفره رفتند و دیگرانی هم بیرون ماندند.

خیلی زود  همه دوستان به دلیل خستگی به خواب رفتند. تنها من بیداربودم من. محو آسمانی شدم که ثانیه به ثانیه روشن می شد. هر چقدر که آسمان روشن می شد زیبایی آنجا چندان می شد. روشن کردن آتش بروی منقلی مشرف به دره یی عمیق حس بسیار زیبایی را در ذهنم تقویت می کرد. نگاهی به استقرار امامزده در دامنه کوه این تصویر زیبا را تبدیل به فریم هایی از عکاسی کرد که تا ابد خواهد ماند.با اینکه خسته بودم و مسئولیت سفر نیز بر دوشم بود اما دلم نمی آمد که بخوابم. دوربین به دست در جایی که درازکش شده بودم غلت  می خوردم و عکس می گرفتم .

انعکاس مشکلات اجتماعی سد گتوندعلیا برای منجزی ها در روزنامه سراسری بهار

 

انعکاس مشکلات اجتماعی روستاهای منجزی نشین در

روزنامه سراسری بهار

 

روزنامه سراسری بهار در روز سه شنبه ۱۱دی ماه به انعکاس مشکلات اجتماعی مردم منطقه ی آبماهیک پرداختُ .

خانم الهه موسوی از روزنامه نگاران کشور طی گزارشی از وضعیت نگران کننده ی روند سدسازی برای مردم خوزستان خصوصا اهالی منجزی ساکن اطراف کارون  ابراز نگرانی کرد.

که شرح آن در ذیل می آید.

  • الهه موسوی

  • در پی ورود مسئولان سد گتوند به حریم روستاهای داخل مخزن سد و مجبور کردن اهالی به ترک محل، روستاییان که جایی برای اسکان ندارند و پولی نیز بابت زمین‌هایشان نگرفته‌اند با آنان درگیر شده و زد و خورد کردند. مسئولان سد که همراه 10 مامور به آن‌جا آمده بودند دو نفر را دستگیر کردند. به گفته کارشناسان بر اثر آبگیری سد گتوند 18 روستای مسجدسلیمان و 14 روستای شهرستان لالی زیر آب می‌روند و 9 روستای مسجدسلیمان نیز در حریم سد قرار خواهند گرفت. در عین حال بیش از 9 ماه است که به‌خاطر رفتار نامناسب مسئولان شرکت توسعه منابع آب و نیروی ایران با ساکنان روستاهای واقع در مخزن سد گتوند، روستاییان در شرایط نامطلوبی به سر می‌برند. این درحالی است که پورمحمدی، رییس سازمان بازرسی کل کشور، چهارم دی در تازه‌ترین اظهارنظر خود درباره سد گتوند علیا گفت: «آخرین تصمیم سازمان مربوط به تخلیه آب سد گتوند و تغییر کاربری این سد است. با کارشناسی‌هایی که انجام دادیم به این نتیجه رسیدیم که با شرایط حاضر سد گتوند نمی‌تواند به فعالیت ادامه دهد و با مدنظر قرار دادن قانون و کار کارشناسی، این تصمیم را ابلاغ کرده‌ایم و پای آن هم ایستادیم.» دوهزار و 500‌میلیارد تومان هزینه ساخت سد گتوند به اضافه خسارت واردشده به زمین‌های زیر کشت به‌خاطر وجود معدن نمک در مخزن سد که براساس اظهارات رییس سازمان بازرسی کل کشور با چند بار آبیاری شدن با آب شور داخل سد، تبدیل به نمک‌زار می‌شود، رقمی نزدیک به سه‌هزار‌میلیارد تومان می‌شود؛ یعنی رقمی معادل بزرگ‌ترین اختلاس تاریخ کشور. بر این اساس می‌توان پروژه سد گتوند را یکی از اشتباهات بزرگ مدیریت اجرایی لقب داد. چراکه بودجه‌ای کلان، در جایی صرف شد که نه‌تنها به نتایج پیش‌بینی‌شده در بخش کشاورزی و شهری نرسید، بلکه مشکلات بسیاری را در زمینه‌های مختلف اقتصادی، محیط‌زیستی و اجتماعی به جامعه ایران تحمیل کرد. به گفته اهالی این روستاها، با گذشت 9 ماه از قطع برق، آب، تلفن و تعطیلی مدارس منطقه «آب‌ماهیک» در داخل مخزن سد گتوند و با وجود دستور صریح رییس سازمان بازرسی کل کشور در هفته گذشته مبنی بر تخلیه آب و تغییر کاربری این سد، آبگیری آن همچنان ادامه داشته و آب هر لحظه بالاتر می‌آید، به طوری که چندین روستا به طور کامل زیر آب رفته و روستاییان این منطقه که بالغ بر 185 خانوار هستند بدون رسیدن به حق و حقوق قانونی خود، آواره شده‌اند. در این حال اما وزیر نیرو در تیرماه امسال اعلام کرد که «آب و برق اهالی قطع نشده و همگان می‌دانند که وزارت نیرو، وزارتخانه‌ای نیست که بخواهد برای انجام کارهای خود به زور متوسل شود.»
    علی یوسفی، نماینده اهالی منطقه «آب‌ماهیک»، در یک گفت‌وگوی تلفنی به بهار گفت: «270 روز است که آب، برق و تلفن مردم را قطع کرده‌اند. مدرسه‌ها هم تعطیل شده و مردم همه آواره شده‌اند. برخی از اهالی کمی بالاتر از خانه‌هایشان که زیر آب رفته، چادر زده‌اند و در این سرمای زمستان بدون بخاری زندگی می‌کنند. چون حتی امکان آوردن نفت را نیز ندارند. برخی نیز خانه کرایه کرده‌اند که به‌سختی از عهده هزینه‌های آن برمی‌آیند؛ چراکه شغلشان که کشاورزی و دامداری بوده را در پی ساخت سد، از دست داده‌اند. مسئولان سد بدون این‌که مردم را به حق‌شان برسانند و پول زمین‌های آن‌ها را بپردازند به آن‌ها گفته‌اند که منطقه را ترک کنید. حتی پنجشنبه گذشته، با ماشین‌هایی‌گران‌قیمت و همراه 10 مامور از پاسگاه، به دست برخی از افراد که حاضر به ترک خانه و کاشانه‌شان نبودند، دستبند زدند.»یوسفی که خود از اهالی روستای گلزاری است در پاسخ به این پرسش بهار که «آیا زمین‌ها و خانه‌های شما از سوی پیمانکاران خریداری نشده و با این همه می‌خواهند شما را با زور از محل زندگی‌تان بیرون کنند؟» گفت: «در ابتدا قرار شد یک سد در این‌جا ساخته شود. به ما گفتند چون طرح ملی است باید خانه‌هایتان را بفروشید. ما هم قبول کردیم. اما الان خانه 85متری را به قیمت یک‌و‌نیم‌میلیون تومان خریداری می‌کنند و این یعنی آوارگی. ما باید در کجا با این پول، خانه زندگی‌مان را دوباره ایجاد کنیم؟ حتی پول اجاره یک خانه را هم به ما نمی‌دهند.»او در ادامه گفت: «الان بعضی از مردم روستاهای «لب‌رود»، «سربیشه»، «گاورا»، «پابرآفتاب» و «گلزاری» که 185 خانوار هستند در داخل آغل گوسفندانشان در بالادست روستاها و اصطبل‌هایی که با خط آب فاصله بیشتری دارند، زندگی می‌کنند، نه‌تنها آب و برق ندارند که از بهداشت هم خبری نیست. آیا مسئولان سد گتوند حاضرند خانواده‌های خودشان را در شرایط بچه‌ها و سالخوردگان ما ببینند؟»
    یوسفی می‌گوید: «نمایندگان مجلس در این منطقه بارها نسبت به حل این بحران به وزیر نیرو تذکر داده‌اند؛ اما آن‌ها نه‌تنها هیچ راهکار عملی نیافته‌اند، بلکه دائم در جهت دروغ جلوه دادن گفته‌های روستاییان اظهارنظر کرده‌اند. او از وزارت کشور و دیگر مسئولان جمهوری اسلامی می‌خواهد که به حقوق آن‌ها که از مستضعف‌ترین اقشار جامعه هستند، رسیدگی کنند.
    آبگیری غیرقانونی است
    یک کارشناس حقوق در خوزستان معتقد است تا هنگامی که حق و حقوق اهالی پرداخت نشود، انجام عملیات جابه‌جایی و آبگیری غیرقانونی است. سامان فرجی، کارشناس حقوق و فعال اجتماعی، در این‌باره به بهار گفت: «چندین ماه است که آب و برق این روستاها قطع شده و زندگی مردمان آن‌ها به‌هم‌ریخته است و با این‌که آقای پورمحمدی دستور دادند که آبگیری متوقف شود ولی همچنان ادامه دارد. در حالی که مسئولان سد به تعهداتشان در قبال جابه‌جایی روستاییان عمل نکرده‌اند. براساس قوانین جمهوری اسلامی تا زمانی که خسارت اهالی پرداخت نشده اهالی حق اقامه دعوی و توقف پروژه را دارند.» فرجی در ادامه گفت: «ما از سه، چهار سال پیش هشدار دادیم که نگذارید اتفاقی که برای آوارگان کارون 3 افتاده و آن‌ها را حاشیه‌نشین، آواره و بی‌پناه کرده در گتوند تکرار شود. ولی هیچ‌کس توجه نکرد. هم در جلسات حضوری به مسئولان گفتیم و هم در مقالات مطبوعاتی و حتی طی تماس‌های تلفنی. ضمن این‌که خود مسئولان استانی هم بارها تاکید کرده بودند. معاون سابق استاندار خوزستان نیز گفته بود که نگذارید گتوند، کارون 3 شود.»این فعال اجتماعی در ادامه با تاکید بر خلاء مطالعات اجتماعی – فرهنگی در مطالعات سدسازی ایران گفت: «الان در سد «جره» که در رامهرمز ساخته شده نیز همین فاجعه رخ داده است. مبلغی که مسئولان سدسازی برای اسکان و انتقال مردم به آن‌ها پرداخت می‌کنند آن‌قدر ناچیز است که توان بازسازی زندگی آن‌ها در مقصدهای مورد مهاجرت واقع شده ندارد. ضمن این‌که مهاجرت به مکان جدید و تعارضات فرهنگی و اجتماعی که جرم‌زا هستند، خود از عوامل بروز بحران‌هایی دیگر است.» یوسفی در آخر می‌گوید که برخی دست‌اندرکاران سد گتوند، در تابستان امسال و به دنبال انعکاس خبر قطع آب، برق و مشکلات مردم در رسانه‌های محلی، از آن‌ها شکایت کردند، اما در نهایت نتیجه به نفع آن رسانه‌ها بود و دادگاه آنان را تبرئه کرد. حالا 185 خانوار در روستاهای سد گتوند می‌خواهند رییس‌جمهوری به آن‌ها پاسخ دهد که اگر قرار بود این سد برای آن‌ها که کشاورز و محروم هستند ساخته شود و اگر دولت، دولت مستضعفان بوده و برای ایجاد عدالت اجتماعی گام برداشته، چرا خانه و کاشانه آن‌ها را به زور گرفته و می‌خواهد از آن‌جا آواره‌شان کند؟ ضمن این‌که از دوهزار و 500میلیارد تومانی که برای این سد هزینه شده، چه سهمی ر ا به آنان اختصاص خواهد داد. مبلغی که همواره آدمی را به یاد بزرگ‌ترین اختلاس تاریخ ایران می‌اندازد؟!
  • مجالگاه منجزی از سرکار خانم موسوی و همه روزنامه نگاران متعهد که به انعکاس نظرات کارشناسی  و دلسوزانه اقدام می نمایند تشکر می کند.

  • درخواست از سهراب گیلانی

    توسط جمع كثيري از فعالان عرصه هاي اجتماعي فرهنگي انجام شود

    درخواست از سهراب گيلاني براي ايفاي نقش در انتخابات شوراي شهر شوشتر

     

     22:46

    سایت محلی شوشترنامه که زمینه چینی برای حضور آقای گیلانی را در دنبال می نماید طی گزارشی نوشت:

    بر اساس اخبار موثق رسيده جمع كثيري از فعالان سياسي- اجتماعي و فرهنگي شهرستان شوشتر در روز جمعه اين هفته با سردار حاج سهراب گيلاني در شوشتر ديدار كرده اند و از وي خواسته اند تا در عرصه انتخابات شوراي اسلامي ايفاي نقش كند.

    به گزارش سايت شوشترنامه، حاج  سهراب گيلاني در اين جلسه با ارائه تحليل هايي از وضعيت كنوني شهرستان شوشتر و فعالان در عرصه انتخابات شوراي شهر شوشتر خواستار اتحاد بيشتر مردم شوشتر در عرصه انتخابات پيشرو شد، اين گروه ها بيش از 23 گروه بوده اند كه نام و مشخصات آنها نزد شوشترنامه محفوظ است.
    بر اساس اين گزارش، حاج سهراب گيلاني در اين جلسه كه با حضور فعالان در امور مذهبي، سياسي، اجتماعي و فرهنگي برگزار شد براي ايفاي نقش و نحوه حضور در انتخابات شوراي اسلامي شهر قول مساعد نداد ولي با اصرار فراوان اعضاي حاضر در اين جلسه قرار شد تا ايشان با بررسي وضعيت انتخابات براي نحوه حضور و يا كليت حضور يا عدم حضور در انتخابات در آينده اظهار نظر كند.
    به گزارش شوشترنامه، در صورت حضور حاج سهراب گيلاني در عرصه انتخابات شوراي اسلامي شهر شوشتر وي با داشتن پايگاه اجتماعي بسيار قوي مي تواند در انتخابات شوراي اسلامي شهر شوشتر نقش آفرين باشد و حرف هاي زيادي براي گفتن داشته باشد.
    بسياري از دوستان براي جويا شدن از نحوه حضور سردار گيلاني در انتخابات شوراي اسلامي شهر از شوشترنامه خواستار نگارش اخبار بوده اند كه به دليل برخي ملاحظات در اين باره اقدامي انجام نشده است.
    قطعا ايشان در آينده براي نحوه حضور و كليت حضور يا عدم حضور اطلاع رساني خواهند شد و به محض به دست آمدن اطلاعات بيشتري از اين جريان شوشترنامه وظيفه خبررساني شفاف خود را در اين باره ايفا مي كند.
    بر اساس اين گزارش، حاج سهراب گيلاني در انتخابات نهمين دوره مجلس شوراي اسلامي در مركز شهر شوشتر بيش از 19 هزار و 345 راي را كسب كرد و در شهر شوشتر از همه رقبا پيشي گرفت.
    اخبار كاملتر و بعدي متعاقبا ارسال مي شود.
    شایان ذکر است سردار حاج سهراب گیلانی که در انتخابات مجلس در شوشتر خود را به عنوان یک منجزی معرفی کرده بود، توانست آرای زیادی را به خود معطوف کند، مجالگاه منجزی ضمن آرزوی توسعه این شهرستان و موفقیت برای همه عزیزان آمادگی انعکاس نظرات سایر برادران منجزی پیرامون این خبر را دارد.