سدي كه زندگي مردم آبماهيك را نابسامان كرده است

روزنامه حقیقت یاب تهران امروز در مطلبی بار دیگر به قلم زهرا کشوری که در شماره روز شنبه ۲۸/۲/۹۲منتشر کرده است گزارشی تامل بر انیگز از وضعیت نا بسامان عشایر بختیاری منطقه آبماهیک نوشت که تقدیم می گردد

سدي كه زندگي مردم آبماهيك را نابسامان كرده است 
مصائب زندگي 70 خانوار پشت‌سدگتوند

 

يوسفي مي‌پرسد خانم شما با ۶۵۰ تومان مي‌‌توانيد يك «بستني» بخريد؟ بعد مي‌گويد: «اما آب نيرو، مي‌خواهد زمين‌هاي ما را متري ۶۵۰ تك تومان بخرد و خانه‌هاي ما را متري ۲۰ هزار تومان.» او مي‌گويد: حالا حساب كنيد در هر خانه‌اي ۱۰ نفر زندگي مي‌كند. فقط كرايه رفتن از روستا به «‌لالي‌شهر» نفري 50 هزار تومان مي‌شود. چقدر از اين پول را بايد به كرايه حمل و نقل بدهيم. آيا اصلا چيزي براي اجاره يك آلونك باقي مي‌ماند؟
خدابخشی، دبیر انجمن صنفی مهندسان صنعت آب خوزستان در گفت‌وگو با تهران امروز از حل شدن نفت در دریاچه می گوید

زهراكشوري  

حالا ديگر همه بچه‌های راهنمايي و دبيرستان روستاهاي پشت سد گتوند،ترك تحصيل كرده‌اند. اتاق بهداشت آنها بسته شده است. بخشي از زمين‌هاي كشاورزي‌شان زير آب رفته و آب وارد خانه‌شان شده است. اين خبر تلخ را علي يوسفي وكيل 11 روستاي پشت سد گتوند به تهران‌امروز مي‌دهد. به گفته‌ او همه اين اتفاق‌ها افتاده ‌است تا روستائيان مجبور شوند زمين و خانه خود را براي آبگيري سد گتوند رها كنند و بروند. اما او مي‌پرسد وقتي پولي بابت زمين و خانه به ما داده نمي‌شود با دست خالي، بدون شغل، بدون خانه و بدون آينده كجا برويم؟ برخي از اهالي روستا مجبور شدند به مناطق بالاتر روستا بروند و چادر بزنند. اين درحالي است كه مسئولان سد براساس قانون، پيش از آنكه سد را افتتاح كنند بايد اهالي پشت سد را در منطقه‌اي امن جايگزين مي‌كردند. به گفته‌ علي يوسفي به‌رغم همه تلاش‌ها هنوز 70 خانوار پشت سد گتوند پول زمين‌هاي كشاورزي و خانه خود را نگرفته‌اند. آنها سال گذشته هم شرايط 50 درجه گرماي خوزستان را تحمل كردند تا بتوانند از پول زمين خود را از مسئولان سد بگيرند اما تلاش‌هايشان به جايي نرسيد. حالا دوباره گرماي 50 درجه به زندگي آنها نزديك مي‌شود و آنها نمي‌دانند كه امسال مي‌توانند بدون برق، آب و هرگونه وسايل رفاهي تابستان جديد را تاب بياورند يا نه!. به گفته‌ يوسفي سال گذشته به‌تازگي آب و برق قطع شده بود و مردم هنوز رمقي داشتند اما مطمئن نيستند كه امسال بتوانند شرايط را تاب بياورند. البته سال گذشته هم بسياري از اهالي روستا مجبور شدند تا بيماران، سالمندان را به خانه‌هاي اقوام در شهرهاي ديگر بسپارند. در روستاي آبماهيك زني وجود داشت كه مجبور بود تمام روز بچه‌اش را داخل يك سطل آب بگذارد تا از بين نرود. در نهايت هم خان و مال را گذاشت و جان بچه‌اش را برداشت و رفت. حالا علي يوسفي حتي نمي‌داند كه آواره كدام شهر شده اس ت و حاشيه‌نشين كدام منطقه. در 14 ماه گذشته اما مرغ مسئولان سد يك پا داشته است.

زمين متري ۶۵۰ تومان!

يوسفي مي‌گويد: «بسياري از روستائيان شب خواب ندارند چون نمي‌دانند فردا چه اتفاقي در انتظار آنهاست.» به گفته او روستائيان نه راه پس دارند و نه راه پيش. يوسفي مي‌پرسد: خانم شما با ۶۵۰ تومان مي‌‌توانيد يك «بستني» بخريد؟ بعد مي‌گويد: «اما آب نيرو، مي‌خواهد زمين‌هاي ما را متري ۶۵۰ تك تومان بخرد و خانه‌هاي ما را متري ۲۰ هزار تومان.» او مي‌گويد: «حالا حساب كنيد در هر خانه‌اي ۱۰ نفر زندگي مي‌كند. فقط كرايه رفتن از روستا به«‌لالي‌شهر» نفري 50 هزار تومان مي‌شود. كرايه حمل وسايل خانه و گله را حساب كنيد.

چقدر از اين پول را بايد به كرايه حمل و نقل بدهيم. آيا اصلا چيزي براي اجاره يك آلونك باقي مي‌ماند؟ اصلا آلونكي با اين قيمت در روستاهاي اطراف پيدا مي‌شود؟ اصلا چرا بايد كسي بعد از ۶۰ سال زندگي با عزت و آبرو، آواره شود؟» يوسفي مي‌گويد: «كسي به قانون توجه نمي‌كند. ماده‌ ۵ قانون تملك مي‌گويد اراضي بايد به نرخ روز تحويل و خريداري شود اما مسئولان سد به اين مسئله توجه نمي‌كنند.» او دعوا را به شوراي حل اختلاف كشانده است. كارشناسان شورا هم گفته‌اند كه با توجه به حاصلخيز بودن اراضي و وجود سه رودخانه در كنار زمين‌ها، هر هكتار بايد ۴۰ ميليون تومان از روستائيان خريداري شود. اما گوش كسي بدهكار نيست.

قيمت كارشناسي

كارشناسان و نماينده سد گتوند بارها در مقابل درج گزارش‌هاي اعتراضي از وضعيت روستائيان و پايين بودن قيمت خريد خانه‌هاي آنان در گفت‌وگو با تهران امروز تاكيد كرده‌اند كه قيمت را كارشناسان قوه قضائيه تعيين كرده‌اند و خبرنگاران بايد علت آن را از اين قوه بپرسند؛ آنها در آخرين گفت‌وگوي خود با تهران‌امروز اعلام كردند كه قصد ندارند مبلغ گفته‌ شده را اضافه كنند. اما يكي از اهالي روستاي گلزاري مي‌گويد: «با داشتن 10 سر عائله و اين پول زمين ناچيز چطور مي‌توانم در جايي ساكن شوم؟»

او مي‌گويد: «من اينجا شغل دارم، خانه دارم و زمين كشاورزي دارم. اما با اين پول حتي نمي‌توانم يك اتاق براي خانواده‌ام بگيرم.» اما كسي پاسخگوي سوالات آنها نشده است و آنها همچنان در شرايط سختي به سر مي‌برند. اين درحالي است كه همواره مجريان سد از اينكه نام سد به عنوان پاسخگوي مشكلات مردم در رسانه‌ها منعكس شوند، شكايت دارند. اما علي يوسفي مي‌گويد: «به هركجا كه فكر كنيد نامه نوشته‌ايم.»

از استانداري تا فرمانداري و بخشداري. اما هيچ‌كس تا الان گره كور مشكلات آنها را باز نكرده است. علي يوسفي آمدن هيات دولت به خوزستان در ابتداي ارديبهشت سال‌جاري را غنيمت شمرده و با محمدحسين نامي وزير ارتباطات كه به عنوان نماينده دولت به گتوند آمده بود، صحبت كرده است.

او مي‌گويد كه جلوي چشم خودش دستور ويژه براي حل مشكل اهالي پشت سد گتوند داده شده است اما الان 16 روز از آن دستور ويژه مي‌گذرد و هيچ‌كس حالي از مردم منطقه نمي‌پرسد.

زندگي مردم را آب برد

او مي‌گويد: «هنوز پاسخ اين سوال كه چطور يك شركت خصوصي مي‌تواند زندگي 70 خانوار را به بازي بگيرد، پيدا نكرده است.» به گفته‌ او مردم آبماهيك بدبخت شده‌اند. شغل‌شان را از دست داده‌اند. بچه‌هاي دبيرستاني و راهنمايي‌ آنها ترك تحصيل كرده‌اند و آينده آنها تباه شده است. علي يوسفي مي‌گويد: «اينجا فقط بچه‌هاي دبستاني به مدرسه در روستاهاي اطراف مي‌رفتند كه آن هم هميشگي نبود. اگر باران نمي‌آيد و موتوري پيدا مي‌شد، بچه‌ها را به مدرسه مي‌فرستادند.» به گفته‌ او برادرش براي اينكه بتواند بچه‌ها را به مدرسه ببرد، خانه و كاشانه خود را از روستا به نزديك پل ورودي منطقه برده بود و ما هميشه ترس داشتيم كه اتفاقي براي خانواده آنها بيفتد. اما برادرش چاره‌اي نداشت و نمي‌توانست آينده بچه‌هايش را تباه شده ببيند. برخي از مردم روستا هم به دليل شروع گرما، ييلاق زود هنگام را به سمت «بازفت» منطقه‌اي نزديك چهارمحال و بختياري شروع كرده‌اند كه آنجا هم گرفتار سرما و برف شده‌اند. پلي كه البته به تازگي دزدها بخشي از آن را _كه او از آن به پناه پل نام مي‌برد_ شبانه دزديده و برده‌اند. يوسفي حدس مي‌زند كه اين اقدام باز هم براي فشار بيشتر به مردم، با هدف ترك خانه‌هايشان بوده است.

تزريق يك آمپول 60 هزار تومان

جاده دسترسي به روستاها به شهر هم خراب شده است. اين خبر را هم علي يوسفي مي‌دهد. علي يوسفي به اداره راه رفته است و مامور آنها به همراه فرماندار به منطقه آمده است اما به باز شدن راه منجر نشده است. مامور اداره راه گفته‌ است كه اين منطقه متعلق به سد است و مسئولان سد جاده نمي‌خواهند. به همين سادگي. يكي از اهالي روستا مي‌گويد: «همسرش احتياج به تزريق آمپول داشته است. براي اينكه او را به يك مركز بهداشت برساند 60 هزار تومان كرايه داده است.»

تازه به گفته‌ او راننده با كلي خواهش وتمنا حاضر به پذيرش اين مبلغ شده است. او مي‌گويد: «هيچ‌كس به اين منطقه نمي‌آيد، چون جاده خراب است بنابراين براي يك راننده نمي‌صرفد كه به آبماهيك بيايد.»

زمين‌هاي درو نشده

به‌رغم همه فشارها و حتي ترك روستا توسط بسياري از اهالي به دليل گرماي طاقت‌فرسا،اما آبماهيكي‌ها سال گذشته براي كشت پاييزه به روستا برگشتند و زمين‌هايي كه طعمه آب نشده بودند را كاشتند. اما الان محصول روي دست آنها مانده است. تجهيزات ندارند و حتما بايد خرمن كوب از شهرها و روستاهاي اطراف بياورند. ولي باتوجه به خراب شدن جاده دسترسي، كمتر كسي حاضر مي‌شود به روستا بيايد آن هم با هزينه‌هاي گزاف. به گفته‌ يوسفي اهالي روستا دو دوتا چهارتا كه كردند، به اين نتيجه رسيدند كه اگر بخواهند نرخ‌هاي پيشنهادي را قبول كنند نه تنها چيزي براي آنها نمي‌ماند كه بايد هزينه بيشتري هم پرداخت كنند. حالا هم نمي‌دانند چكار كنند.

پدر پرستو هم مريض شد

سال گذشته كه جمعي از خبرنگاران حوزه محيط‌زيست به منطقه آبماهيك براي تهيه گزارش از وضعيت زندگي روستانشينان پشت سد رفته بودند، وضعيت رقت‌بار دختري كوچك به نام پرستو به واكنش‌هاي رسانه‌اي بسيار زيادي منجر شد. پرستو دختر بچه‌اي مبتلا به ديابت است كه پدر و مادرش بعد از قطع برق روستا، داروهاي او را زير مشك آب مي‌گذاشتند تا فاسد نشوند و درمان فرزندانشان را پي بگيرند. اما مشك آب از پس هرم داغ گرماي خوزستان برنيامد در نهايت پدر پرستو مجبور شد دخترش را به يكي از آَشنايانش در شوشتر بسپارد تا جانش را نجات بدهد. اما حالا به گفته‌ علي يوسفي، تابستان نيامده، پدر پرستو بيمار شده و يك هفته‌اي است كه در بيمارستان شوشتر بستري است. علي يوسفي مي‌گويد: «از وقتي آب روستا را قطع كردند، اهالي مجبور به خوردن آب سد شدند و همين مسئله به بيماري‌هاي گوارشي و روده‌اي در بين مردم روستا منجر شده است.» پيش از اين حمیدرضا خدابخشی، دبیر انجمن صنفی مهندسان صنعت آب خوزستان در گفت‌وگو با تهران امروز از حل شدن نفت در آب پشت سد گتوند خبر داده بود؛ مسئله‌اي كه توسط وزارت نيرو هم تاكيد شد. اما نكته‌اي در اين ميان وجود دارد كه مسئولان امر به آن بي‌توجه هستند. آزمايش‌هاي رسمي نشان مي‌دهد كه نفت حاوي 100 نوع سرطان است. روستاهاي پشت سد گتوند كه امروز به گفته‌ يوسفي نه راه پس دارند نه راه پيش مجبور هستند كه از اين آب به عنوان آب شرب استفاده كنند. يوسفي مي‌پرسد كه آيا چنين رفتاري با روستائياني كه دست‌شان به هيچ‌جا بند نيست، خدا پسندانه است؟

شایان ذکر است در آبگیری سد گتوندعلیا۱۴روستای منجزی نشین در حوزه ی شهرهای لالی و مسجدسلیمان به زیر آب می رود.

منبع:

http://tehrooz.com/1392/2/28/TehranEmrooz/1172/Page/10/

نگاهی به فیلم مستند «آؤ زیادی» ساخته سامان فرجی بیرگانی: فاجعه ای به نام سد گتوند علیا

فیلم اوزیادی در ۱۳۸۸ در خصوص به زیر آب رفتن روستاهای حوزه ی سد گتوند تهیه شده استُ با توجه به اینکه تعدادی از این روستاها محل سکونت منجزی هاست مجالگاه منجزی ضمن تشکر از آقای ابراهیم خدایی سردبیر نشریه اینترنتی لور که نقدی بر آن نوشته است از دست اندرکاران تهیه این فیلم تقدیر می کند 

  نگاهی به فیلم مستند «آؤ زیادی» و فاجعه ی انسانی سد گتوندعلیا

نقل از نشریه اینترنتی لور:

ابراهیم خدایی: پیشتر با خواندن مطالبی با قلم آقای سامان فرجی دورادور در جریان دغدغه های ایشان درباره مصیبتهای اجتماعی و فرهنگی «سدسازی» در سرزمین های بختیاری قرار گرفته بودم، اما هیچگاه فکر نمی کردم «قلم» تا این حد از بیان «درد» و «دغدغه» قاصر باشد. این دوست عزیز فیلم مستندی  که خودشان به همراهی دوستانشان در انجمنهای آسماری، تاریانا و بوم و آب آفتاب تهیه کرده اند را در اختیارم نهادند و به راستی دریافتم شنیدن (و از آن بدتر خواندن) کی بود مانند دیدن (و تازه دیدن از پشت مانیتور و بواسطه دوربین و تجهیزات و تیمی نه چندان متمکّن و به سخن دیگر نه چندان حرفه ای)!

صحنه هایی دیدم از خودخواهی بی محابا و ناشیانه ای که انسان بدان گرفتار شده و خودخواهانه نام آن را «مدرنیسم، ترقی و تمدن» نهاده، هرکس را هم که سر تعظیم در مقابلش فرود نیاورد یا متهم به عقب ماندگی و واپسگرایی می کند، یا متهم به نادانی و دیوانگی! در طول هزاران سال سابقه فرهنگ بشری، انسان همیشه حقی برای غیر خودش قایل بود، حتی آدمخوارترین مردم بدوی نیز بالاخره توتمی داشتند که گوشت آن را نمی خوردند، در تمام فرهنگها طبیعت غیر انسان هم حق و حقوقی دارد، حتی در فرهنگ طایفه های هیزم شکن و زغال فروش هم درختان مقدسی هستند که اجازه بریدن آنها را نداریم، حیواناتی که کشتنشان ناپسند است، مردگانی هستند که حرمتشان وجوبی دارد، اما مردم به اصطلاح مدرن امروز نه حقی برای جانداران غیر خود قایلند و نه حرمت درگذشتگان خود را پاس می دارند، و نه در اندیشه آیندگان خویشند! خود را صاحب زمین و زمان و طبیعت می دانند، هرکس جز خواست ایشان را بخواهد «وحشی» می نامند، برای جانوران وحشی (به زعم ایشان)، جایگاهی مناسبتر از باغ وحش به رسمیت نمی شناسند و برای فرهنگ های وحشی (باز هم به زعم ایشان) مکانی محترمانه تر از موزه در نظر نمی گیرند!

آری! ما چه می شنویم؟! یک سد ساخته می شود، چرا؟ برای پیشرفت و توسعه و تمدن، برای تامین برق شهر و کارخانه ای، در کجا؟ خوزستان، بختیاری، لرستان، قمرود، تونل کوهرنگ، گتوند، کارون 1، 2، 3 و..! مرتفعترین سد جهان! چه افتخار بزرگی! ما می شنویم اینها همه برای توسعه و ترقی مملکت است! و اگر کسی هم مثل سامان و مجتبی گهستونی و.. گهگاهی اعتراضی بکنند آنقدر متهمشان می کنیم به مخالفت با توسعه و ترقی، و به واپسگرایی و بهانه جویی..و  احیانا به مخالفت با وحدت و امنیت ملی!

پیشاپیش بگویم بنده میان موافقت و مخالفت با برخی مویه ها و زاری های برخی دوستان بر سدها، بزرگراه ها (نمونه اش را در مطلب درباره آزادراه خرمزال بخوانید) در تردید و ترددم! یک روی ماجرا آزادراه و سد و تغییر و تحولی در وضع اقتصادی و اجتماعی منطقه است، و روی دیگر..

چندی پیش هم از یکی از شبکه های سیمای سراسری گزارشی دیدم از پیشرفت کار تونل کوهرنگ، با این تیتر که «گلوی تشنه زاینده رود چشم به راه آب گوارای کوهرنگ». در این فیلم حرفه ای و با کیفیت، به هزینه صدا و سیمای ملی با چگونگی و مزایای بیشمار این طرح برای بخشی از مردم کشورمان آشنا شدیم، اما راستی «سامان» هم حق دارد بخش های دیگری از این واقعیت را با دوربین و هزینه شخصی خودش به تصویر بکشد! البته موضوع فیلم مورد بحث ارتباطی با تونل کوهرنگ ندارد بلکه به یک طرح آبی دیگر در استان مجاور، خوزستان، می پردازد.

فیلمی که سامان ساخته است «آو زیادی» نام دارد که باید آن را «فراوانی آب» و در برخی گویش ها «سیل» ترجمه کنیم. موضوع این فیلم به تصویر کشیدن بخشی از یک فاجعه فرهنگی است که به دنبال آبگیری یکی از طرح های پرآوازه آبی کشور در استان خوزستان (سد گتوند علیا) رخ خواهد داد.

دریچه دوربین کوشیده است متوجه تاریخ و فرهنگ و طبیعتی بشود که زنده است بوی زندگی و سبزی آن را حتی می توان از طریق یک فیلم استشمام کرد، تاریخ و فرهنگی که به زودی زود باید زنده به گور شود! آداب، گویش، باورها، دستبافته ها، معماری، شیرهای سنگی، مافه گه ها، کوشک ها، سنگ قبرهای قدیمی که یک آدم غیر کارشناس هم می تواند بدون هیچ کاوش و تلاشی نمونه های چند صد ساله اش را از روی تاریخ مندرج بر آن تشخیص دهد، و البته اگر یک تیم باستان شناس از منطقه دیدن می کرد قطعا آثاری نفیستر می یافت، هزاران درخت، درختان مقدسی که در باور مردم منطقه هرکس بدانها آسیبی برساند به مصیبتی گرفتار خواهد شد (و اینجا چه هشدار آشکاریست برای سدسازان و از آن مهمتر برای انسان مدرن که حرمت هیچ چیز را نگه نمی دارد)، جانوران وحشی و اهلی، گله های گوسفند و بز،  آرامگاه حالو زال و.. مردم

مردم و فرهنگی که جاری است، جوانی می گوید زمین های ما را فوقش هکتاری هشت میلیون تومان قیمت گذاشته اند و چه بسا از منظر معیارها و کارشناسی های سدسازان ما بیش از این نیارزد، ولی این تمام آن چیزیست که این جوان از نسل های پیشینش به ارث برده است و حاضر به فروش آن نیست، او روی این زمین زندگی می کند و حاضر نیست زندگی اش را با معیارهای دولتی و شهری قیمت بگذارد، مگر ما زمین خودمان را با معیار او قیمتگذاری می کنیم؟ این هشت میلیون برای او که به زودی در حاشیه «اهواز» یا «دزفول» یا «شوشتر» تحقیر خواهد شد یک ماشین سواری مدل پایین است تا بتواند با مسافرکشی پولی به عنوان قوت لایموت در بیاورد! و به کنایه بشنود که “تازه گاو و گوسفندش را فروخته و این ابوتیاره را خریده و آمده شهر!” در کلان شهر اهواز چند متر زمین هم نمی کند تا بتواند زندگی آبرومندی برای خود دست و پا کند، خریدن ابعاد عزت و شرافت یک آدم به هکتاری هشت میلیون تومان یک کلاهبرداری ناجوانمردانه است.

در سکانس دیگری، کهنسالی با عجز و التماس اعلام می کند حاضر نیست محل زندگی اش را بفروشد! گزارشگر از او می پرسد که با پنجاه تا هشتاد میلیون تومان پولی که در ازای خانه کاهگلی و زمینهای کشاورزی اش به او داده خواهد شد چه می کند؟ او با حسرت و افسوس و عجز و درماندگی اما با یک خردمندی و فرزانگی قابل تحسین از آینده و «سرپیری» نه چندان دلپذیرش پرده بر می دارد: اگر بتوانم یک خانه در اهواز می خرم! اما .. کاری ندارم، نمی دانم چه باید بکنم، بچه هایم هم کاری نخواهند داشت، پسرم شمردن هم بلد نیست!

پیرمردی با حسرت می گوید «بیش از صدهزار نفر مزار اینجاست» گزارشگر می گوید «مرده که دیگر مرده است، چه اشکال دارد مزاری برود زیر آب؟» پاسخ می شنود «مرده است؟ روح که دارد، حق که دارد» دیگری مدعی است «زندگی آباء و اجدادی من اینجاست!» او با همین عبارت ساده می خواهد این را بگوید که گیرم پول زمین مرا بدهند، آیا خاطرات هشتاد سال زندگی و دلبستگی من به شغلم، درختانم و گوسفندانم را هم پرداخت خواهند کرد؟

در فرازی دیگر دوربین، روستایی بزرگ، اما خالی از سکنه را بنام «سربیشه» به تصویر می کشد که به قول یکی از همراهان، قبرستانش نشان از قدمت چند صد ساله اش دارد، راستی چرا خالی از سکنه است؟ به خاطر بی آبی! چه طنز جالب و سیاهیست! اول مردم یک روستا به خاطر «محرومیت» و بی آبی روانه شهر می شوند، ده-بیست سال بعد مردم روستای مجاورش به خاطر «فراوانی» و پر آبی دوباره باید از بومزاد خویش دل بکنند!

راستی چقدر مهم است این مردم، روستاها، فرهنگ و معماری ساده، سنگ قبرها، مافه گه ها و بردشیرهایی که روایتگر شیرمردی یا خانی و تصویرگر خاطرات قومی و ایلی باشند؟ چقدر مهم باید باشد تا اگر نه به یک مساله ملی و جهانی ، دست کم به یک اعتراض محلی و منطقه ای بیانجامد!

فراموش نکنیم در همین چند سال اخیر خود بختیاری ها علیه «سد سیوند» و تهدیدی که ممکن بود رطوبت آب  آن به خاطرت نزدیکی آن به آرامگاه کوروش متوجه آن اثر تاریخی بکند چه اعتراضی کردند، هزارها کیلومتر مسافت را برای اعتراض طی کردند، دستگیر شدند و پرونده دار شدند، بنده آن اعتراض و حساسیت را می ستایم، اما به نوبه خودم سکوت دربرابر به زیر آب رفتن این همه عنصر فرهنگی و تاریخ و خاطره مردم را پسندیده نمی دانم. اگر آرامگاه کوروش میراث ملی است آیا این صدهزار مزار و این مردم و درختان و روستاها و فرهنگ رنگارنگشان چیزی غیر از میراث ملی است؟ اگر مزار کوروش حق دارد بماند آیا مردم و مزارهای منطقه «آب ماهیک» چنین حقی ندارند که بمانند؟

آیا نباید سازمان میراث فرهنگی و دیگر نهادهای مرتبط حداقل نسبت به ثبت و ضبط و تصویر برداری از این قربانیان اقدامی به عمل آورند؟ چرا وبلاگ نویسان، رسانه ها و روزنامه های غیر دولتی در این زمینه سکوت کرده اند؟ چرا لااقل لربلاگها آنقدر که نسبت به سد سیوند حساسیت نشان دادند توجهی به سد گتوند نشان نمی دهند؟

یاد صحنه ای از سریال «قهوه تلخ» افتادم! چه طنز تلخی است وقتی به یاد می آوری روزی اجانب به گردانندگان سرزمین ما وعده لای روبی رودخانه های جنوب را می دادند تا مردم را از شر ماده بد بوی نفت خلاص کنند (و البته در این طنز مبالغه بجایی هم هست) و بدین بهانه طلای سیاه را چپاول می کردند، اما فرهنگ جاری مردم ما که با طلا نمی توان بر آن قیمت نهاد مثل همان نفت بد بو، برای توسعه و ترقی و در اثر سدسازی و تولید برق و زرق و برق تمدن و شهر نابود می شود، روزی ما هم طنزی خواهیم شد تلخ!

به راستی میزان سرمایه گذاری برای ساخت یک سد بدان عظمت چقدر است؟ آیا نمی شد به آن هزینه سرسام آور درصدی هم برای «فرهنگ سازی» اختصاص داد، به قول یکی از دیالوگهای فیلم آیا نمی شد از این همه اثر تاریخی و فرهنگی لااقل عکسی گرفت و یک مستند سازی علمی و حرفه ای انجام داد؟ آیا نمی شد به جای دادن مقدار اندکی پول نقد به روستاییان و رها کردن آنها به امان خدا، مدت زمان بیشتری تامل و تحمل کرد و کوشید بافت مناسب زندگی سنتی ایشان را در منطقه ای مجاور احیا کرد؟ آیا نمی شد همانطور که با ساخت فیلمهای آنچنانی در مدح و ستایش این حرکتهای رو به توسعه و ترقی، با مردم و فرهنگی که زیر گام این بلدوزر مدرنیسم له می شوند هم لااقل عکس یادگاری گرفت؟

بخش پایانی این فیلم کلیپ زیبایی است از تصاویری از مردم، طبیعت و فرهنگی که به زودی زیر آب خواهد رفت، نغمه ای که برای این کلیپ در نظر گرفته شده، انتخاب بسیار زیبنده ایست: ترانه عبدممد للری، آری! سرزمین «آب مایک» همراه ترانه ها، باورها، اساطیر، آداب و رسوم، مردم، طبیعت، خاطرات و عشقهایش زیر آب خواهد رفت.

 

دیدار نماینده  احمدی نژاد با  نماینده منجزی ها  

در سفر اخیر هیات دولت به خوزستان اتفاق افتاد

دیدار نماینده  احمدی نژاد با  نماینده عشایر ایل منجزی

 

در سفر هیات دولت به خوزستان محمد حسن نامی به نمایندگی از دولت احمدی نژاد با علی یوسفی نماینده ی روستاییان و عشایر آواره ی بختیاری ساکن در مخزن سد گتوندعلیا دیدار کرد.

موضوع آوارگان سد گتوندعلیا که یکی از مسایل نگران کننده ی اجتماعی در شهرستان لالی است، به دلیل سوء مدیریت شرکت آب و نیرو همچنان لاینحل باقی مانده است.

مردم ۴روستای گلزاری، برافتو، دم تنگ و آبماهیک از طایفه منجزی علی رغم قطع آب و برق  و مدرسه هنوز باسرنوشت نامعلوم خود دست و پنجه نرم می کنند.

آژانس خبری بختیاری (ایبنانیوز) با اعزام گزارشگری به فرمانداری لالی از این مذاکره خبری را تهیه کرده است که متن کامل آن به آدرس زیر قابل دریافت می باشد.

 

http://www.ibnanews.ir/vdce.z8fbjh8po9bij.html

گزارش خبرگزاری بهار از نحوه ی برخورد شرکت آب و نیرو با روستاهای منجزی نشین

گزارش خبرگزاری بهار از نحوه ی برخورد شرکت آب و نیرو با روستاهای منجزی نشین

حکایت خانه هایی که زیر آب می روند

شاید ۱۸ سال پیش که برای اولین بار ایده اجرای چنین سدی کلید خورد کسی فکر نمی‌کرد که تمام هزینه‌ها و تلاش‌هایی که برای به ثمر نشستن چنین پروژه بزرگی صورت گرفت،در ‌‌نهایت با سد روستائیان اطراف روبرو شود.
اما مقامات وزارت نیرو که برای اتمام این پروژه اصرار داشتند در ‌‌نهایت مجبور شدند با مردم روستاهای اطراف مواجه شوند شاید این مواجهه در ابتدا به تملک اراضی ختم می‌شد اما زمانی که پای قطع آب و مهم‌تر از آن برق مردم این منطقه آغاز شد، جدال بین این گروه به قوه قضائیه کشیده شد چرا که از آن زمان مقاومت مردم منطقه برای ماندن در روستا‌هایشان شدت گرفت.
در حالی که در ابتدایی‌ترین اسناد سازمان ملل بار‌ها و بار‌ها بر توانمند کردن مردم بومی در توسعه هر منطقه تاکید شده و این مسئله شرط اصلی پایدار بودن توسعه کشور‌ها عنوان شده اما این مسئله قدری در پروژه گتوند رنگ باخته است.
پروژه‌ای که در ‌‌نهایت به گفته بسیاری از مقامات شرکت مدیریت آب و نیروی ایران قرار است به سود کلیه مردم کشور شود در ابتدایی‌ترین شکل خود درگیر منافع مردم روستا شده است.

ممانعت در بازدید خبرنگاران از وضع خانوارهای باقیمانده

جدال بین مردم روستایی و مقامات اجرایی سد گتوند بر سر تملک اراضی اطراف سد گتوند، یکی از جنجال برانگیز‌ترین بحث‌هایی است که شاید ممانعت از بازدید خبرنگاران از روستاهای منطقه که تنها ۸ خانوار از آن‌ها هنوز راضی به ترک منطقه نشده‌اند نیز دال بر این مسئله باشد که مقامات اجرایی این سد هنوز نتوانسته‌اند مردم منطقه را راضی کرده و آن‌ها را از مخزن تخلیه کنند.
چیزی که به گفته معاون اجرایی سد گتوند در صورت راضی نشدن این ۸ خانوار در ‌‌نهایت پول در نظر گرفته شده برای پرداخت به آن‌ها به منظور ترک منطقه، به دادگستری تودیع شده و روستاهای اطراف تا آبان یا آذر ماه سال جاری زیر آب می‌رود.
برخی از مسئولان اجرایی این احتمال را می‌دهند که فردی از بیرون یا حتی داخل این روستا مردم را علیه دولت تحریک کرده و در ‌‌نهایت باعث راضی نشدن این ۸ خانوار شده است. هرچند که به گفته مقامات اجرایی سد گتوند، قرار است در روزهای جاری تکلیف تملک اراضی ۸ خانوار باقیمانده نیز مشخص شود.

شیوه غیرکار‌شناسی در تملک اراضی

شیوه تملک اراضی از نظر حقوقی نیز حرف‌های بسیاری را در پشت خود داشته است چرا که به گفته بسیاری از کار‌شناسان حقوقی مسئولان وزرات نیرو در مواردی حتی قبل از انجام تملک اراضی برخی روستا‌ها از جمله روستای گلزاری در منطقه آبماهیک در مخزن سد گتوند، اهالی روستای مربوطه را مجبور به انجام معامله در گرمای توان‌فرسای اریبهشت و خرداد خوزستان کرده و برق این روستا را قطع کرده‌اند.
محسن حیدری کار‌شناس حقوقی درباره وضعیت تملک اراضی روستاهای مستغرق در حوزه مخزن سدهای بزرگ معتقد است که مسئولان شرکت توسعه منابع آب و نیروی ایران به عنوان متولی ساخت سدهای بزرگ و نیروگاه‌های برقابی در مذاکرات شفاهی خود با کار‌شناسان حقوقی مستقل، قبول دارند که نحوه تملک اراضی روستائیان و عشایر، عادلانه نیست ولی عملاً در جریان خرید اراضی روستائیان و عشایر بختیاری در سد گتوند علیا، به‌‌ همان رویه ناعادلانه قدیمی ادامه می‌دهند.
البته استدلال مقامات آب و نیرو در مورد عشایر این منطقه کوچ کردن آن‌ها و ثابت نبودن در منطقه است که به شدت در گفته‌های مقامات اجرایی روی آن تاکید می‌شود.
البته این کار‌شناس حقوقی اظهار داشت که در قیمت گذاری اراضی روستائیان و عشایر، به ویژگی‌های فرهنگی اجتماعی اقتصادی توجه نشده به گونه‌ای که بهای پراخت شده به روستائیان و عشایر ساکن در حوزه مخزن سد، توان معادلسازی زندگی آنان را ندارد و این افراد هرگز موفق به آغاز یک زندگی انسانی جدید در نقطه‌ای دیگر نخواهند شد.
آنچه که بسیاری از کار‌شناسان حقوقی بر آن تاکید می‌کنند این است که در جریان این جابجایی و به علت قیمت ناعادلانه زمین‌های فروخته شده به روستائیان، فکری برای توانمندسازی آنان نمی‌شود و کرامت انسانی آن‌ها پایمال می‌شود و با تبدیل شدن از یک دامدار عشایری به یک کشاورز یکجانشین، یا تبدیل شدن از یک کشاورز روستایی به یک حاشیه نشین شهری، از بخش عمده حقوق انسانی خود محروم می‌شوند.

نارضایتی مردم خوزستان از ساخت سد گتوندعکس اهالی گلزاری هنگام فروش دامها
قطع شدن برق روستائیان نتیجه ضعف برنامه ریزی

درنظر نگرفتن تمهیدات لازم پیش از اجرای چنین پروژه‌ای یکی از مواردی است که با وجود اذعان بسیاری از مقامات اجرایی این سد، به شدت نقض شده و شکل اجرا به خود نگرفته است.
هرچند که معاون اجرایی کارگاه در بازدیدی که خبرنگاران از این سد داشتند تلاش کرد قطعی آب و برق مردم برخی از خانوارهای باقیمانده در مخزن سد را توجیه کرده و برای آن دلایل قانع کننده‌ای بیاورد اما عملا اظهارات وی در مقابل فعالیت‌های انجام شده در چنین مقیاسی برای سد گتوند همخوانی نداشت چرا که وی معتقد است که تا دقایق آخر تلاش شد برق مردم روستایی اطراف مخزن قطع نشود اما به دلیل رسیدن آب به تیر برق منطقه مربوطه به ناچار برق آن‌ها قطع شد.
شاید نقطه ضعف اصلی پروژه‌های عمرانی درست همین جاباشد چرا که همیشه پروژه‌های بزرگ از همین ناحیه دچار آسیب شده‌اند؛ نبود برنامه ریزی و مطالعه درست برای حداقل کردن ضرر‌هایی که به مردم اطراف می‌رسد!
البته بنا به گفته مسئولان این سد، همزمان با قطعی آب تلاش‌های لازم برای رساندن آب مورد نیاز مردم منطقه صورت گرفته اما برق خانوارهایی که مخزن سد را ترک نکرده بودند قطع شد و این در حین گرمای بالای این منطقه است که در روزهای نیمه خرداد دمایی حدود ۵۶ درجه را تجربه می‌کنند.

آب به کام مردم شوشتر هم شور شد!

اما از دیگر حاشیه‌هایی که گتوند را بر سر زبان رسانه‌ها انداخته EC یا‌‌ همان شوری آب است که پس از ورود توده‌های نمکی به آب مخزن سد بیشتر از قبل شدت گرفت. بازار تایید و تکذیب‌ها در این زمینه به شدت داغ است چرا که مقامات اجرایی سد شوری آبی که در ‌‌نهایت زمین‌های اطراف کشاورزی با آن سیراب شدند را تکذیب کرده و از طرفی دیگر برخی کار‌شناسان تاکید می‌کنند که شوری آب وارد شده به این زمین‌ها تایید شده و البته در ‌‌نهایت خود را در محصولات کشاورزی نشان می‌دهد.

هرچند که شرکت مدیریت آب و نیروی ایران تاکنون ادله محکم و آزمایش‌های دقیق خود در رابطه با نبود شوری غیراستاندارد در آب وارد شده به زمین‌های کشاورزی را به طور مستقیم به رسانه‌ها ارائه نکرده است اما باید گفت که در صورت ورود آب شور به زمین‌های کشاورزی، متولی سد گتوند موظف است آب سالم و استاندارد را به میزان سه دوره آبیاری در اختیار کشاورزان قرار دهد.
با وجود آزمایش‌های اولیه که هرفردی می‌تواند با نوشیدن آب مخزن سد پی به شوربودن یا نبودن آن ببرد اما پر واضح است که شوری غیر استاندارد چیزی نیست که هر فردی با نوشیدن آن پی به نمک موجود در آب ببرد.
هرچند که شور شدن آب شرب مردم شهرهای اطراف گتوند نیز خود معضل دیگری است چرا که نه تنها به گفته شهروندان شوشتری، آب شرب این منطقه بعد از اجرای سد گتوند شور شده است بلکه مشاهدات عینی خبرنگار ایلنا و نوشیدن آب شرب این منطقه نیز دال بر شوری آب لوله کشی شده شهرهایی از جمله شوش‌تر است. چیزی که بار‌ها و بار‌ها از سوی مقامات شرکت مدیریت آب و نیروی ایران تکذیب شده است.

نارضایتی مردم از ساخت گتوند

پیگیری‌های صورت گرفته نشان می‌دهد که مردم شهرهای اطراف از جمله شوش‌تر نیز از احداث چنین سدی راضی نیستند. یکی از فروشندگان بازار سنتی شوش‌تر در گفتگو با خبرنگار ایلنا با اعلام نارضایتی مردم منطقه از ساخت چنین سد پرحاشیه‌ای از شور بودن آب شرب شوش‌تر گله کرد.
وی با نشان دادن شوری آب لوله کشی شده این شهر تاکید کرد که غیراقتصادی بودن پروژه سد گتوند به حدی است که در ‌‌نهایت نفعی برای مردم منطقه به همراه نداشته است. یکی دیگر از فروشندگان شوشتری معتقد است که اگر دولت قصد دارد توسعه در شهرهای جنوبی را تسریع کند می‌بایست در راس آن توجه به مردم بومی را در اولویت قرار داده و تلاش کند تا در ازای اجرای پروژه‌های ملی، مردم بومی از منفعتی سلب نشوند.

اظهاراتی که نقض شد

اما اظهارات رئیس سازمان محیط زیست پیش از اجرای این سد در شرایط فعلی شنیدنی است چرا که وی در آن زمان اعلام کرده بود که تا زمان اتمام کامل مراحل جلوگیری از ورود نمک و تثبیت آن سد گتوند افتتاح نمی‌شود؛ گفته‌ای که به راحتی نقض شد و توده‌های نمکی وارد آب مخزن سد گتوند شد.
محمدی‌زاده در آن زمان در پاسخ به اینکه چرا پیش از اجرای عملیات این سد ارزیابی زیست محیطی انجام نشد تا مشخص شود که احداث این سد چه مضراتی دارد و موجب شور شدن آب رود خانه کارون می‌شود تصریح کرد: طراحی احداث این سد مربوط به حدود ۲۲ سال پیش است که در آن زمان هنوز دستورالعملی برای الزام ارزیابی زیست محیطی پروژه‌های عمرانی مطرح نبود.

اظهاراتی که در نوع خود شنیدنی است چرا که در کشورهای مختلف قبل از اجرای پروژه‌های کلان ابتدا به بحث‌های زیست محیطی آن پرداخته می‌شود؛ مسئله‌ای که در مورد سد گتوند به راحتی فراموش شد و در ‌‌نهایت بعد از ورود توده‌های نمکی به آب آن هم ماه‌ها بعد از اجرای پروژه، صدای رئیس سازمان محیط زیست نیز در آمد و وی نیز به شوری آب گتوند اعتراف کرد.

هرچند که دولت بار‌ها بر توسعه پایدار به عنوان یکی از اهداف توسعه اقتصاد تاکید می‌کند اما پایدار نبودن آن در اجرای سد گتوند به شدت احساس می‌شود چرا که از نگاه اسناد سازمان ملل، توسعه باید توأم با توانمندسازی مردمان بومی و جوامع محلی باشد وگرنه این توسعه «پایدار» نیست.
در الگوی سدسازی بویژه سدهای بزرگ، که در نیم قرن اخیر در کشور ما دنبال می‌شود نه تنها توجهی به توانمندسازی مردمان بومی همسایه و همزیست با این سازه‌های بزرگ بتنی نشده است بلکه در موارد مختلفی، مردم بومی را با دست خالی و روان زخم خورده راهی حاشیه نشینی در شهر‌ها شده‌اند.
البته اظهار نظرهای مقام اول وزارت نیرو در این رابطه بیشتر از سر دلخوری از تخلیه کردن مناطق بود. دلخوری نه از جانب راندن مردم منطقه بلکه از مشکلاتی که وزارت نیرو به ناچار با آن روبرو می‌شود!
نامجو پیش از این درباره مشکلی که در آبگیری سد گتوند ایجاد شده بود تاکید کرده بود که وزارت نیرو در آبگیری سد‌ها همواره با مشکلاتی مواجه بوده است.
وی پیش از به بهره برداری رسیدن کامل سد تاکید کرده بود که برخی از اهالی روستاهایی که زیر آب می‌روند با وجود اینکه پولشان را می‌گیرند باز هم تمایلی به خروج از منطقه ندارند، برخی هم بر سر مبلغ به توافق نمی‌رسند.
هرچند که تلاش مجموعه وزارت نیرو و شرکت مدیریت آب و نیروی ایران به عنوان متولی احداث سدهای بزرگ بر به نتیجه رسیدن توافق برای به پایان رسیدن این قائله است اما تجربه نشان می‌دهد که مقامات دولتی تمایل دارند با حداقل قیمت منطقه را برای پیشروی این پروژه آماده کنند چرا که در صورت پرداخت هزینه‌های زیاد به مردم منطقه، مشکلات بعدی خود را در پروژه‌های عمرانی دیگر خریده و در ‌‌نهایت خود را به دردسر خواهند انداخت.

توسعه پایدار یا غیرپایدار؟!

به یقین به نتیجه رسیدن و اجرایی شدن چنین پروژه‌هایی از دغدغه‌های مردم شهر و روستا است اما در جایی که حقوق اولیه مردم روستا برای پیش روی این سد زیر پا گذاشته شده باید انتظار این را هم داشت که روستائیانی که به گفته بسیاری از منابع خبری ۶۰ درصد جوان‌های بالای ۱۶ سال خود را تقدیم دفاع مقدس کرده، بخواهند دولت بيش از اين به فكر منافع حداقلي آنها باشد.
دور از ذهن نیست که گره کور مشکل تملک اراضی مردم منطقه به زودی حل شود اما نکته مهم‌تر انتظار مقامات دولتی برای توسعه پایدار است آن هم در شرایطی که مردم بومی یک منطقه باید برای اجرای پروژه‌های بزرگ فدا شوند.

 

برگزاری همایش بختیاری به میزبانی منجزی ها در دشت زیلایی

گزارش تشریحی آقای غلامرضا فروغی نیا از همایش منجزی ها

برگزاری همایش بختیاری

به میزبانی منجزی ها

در دشت زیلایی

ظرف سال های گذشته و در ایام نوروز هیات های مردمی در قالب های متفاوتی تلاش می کنند که گردهمایی هایی را برگزار نمایند. برای نمونه محافل شاهنامه خوانی یکی از جذابیت های ایجاد شده در ایل بختیاری است که از قدیم الایام هم نسبت به آن اهتمام بوده است و یا نمونه دیگر رزمندگان سابق قرارگاه نصرت هستند که در هفته اول فروردین دور هم جمع می شوند و پس از یکسال تجدید دیدار دارند. نگارنده در این جمع اخیر حضور داشته و دارد و نفس برگزاری این رویدادها را بسیار مفید تلقی می کند.

امسال از سوی طایفه منجزی یکی از طوایف بزرگ بختیاری هم برای دومین سال تجربه برگزاری یک همایش برای ایجاد دلبستگی ها و شادمانی و یادمان نوروز در دشت زیلائی واقع در منطقه عمومی مسجدسلیمان در شنبه سومین روز فروردین برگزار شد. از چند روز پیش از آن هم بوسیله sms از برگزاری این همایش مطلع شده بودم اما انگیزه اصلی برای شرکت در این مراسم  زمانی قطعی شد که دکتر بابک داوودی عضو هیات علمی دانشگاه آزاد مسجدسلیمان که در حقیقت بانی اصلی همایش است به دفتر روزنامه صبح کارون آمد و از ما دعوت نمود. طبق اعلام قبلی برنامه ساعت 14 شروع می شد از این جهت تلاش نمودیم قبل از ازدحام جمعیت خودمان را به محل مراسم برسانیم. لذا ساعت 11:30 از اهواز راه افتادیم.

حدس اینکه جاده شلوغ تر از روزهای معمولی باشد بسیار طبیعی بود اما وقتی که از تقاطع ملاثانی به سمت مسجدسلیمان عبور می کنی متوجه می شوی که چرا پس از این همه سال جاده ای که قرار است از سمت مسجدسلیمان به سمت شهرکرد استان های چهارمحال بختیاری و اصفهان را به خوزستان متصل نماید، هنوز به صورت رویایی در نزد مردم استان مان باقی مانده است. هنوز هم وقتی از تقاطع ملاثانی به سمت مسجدسلیمان حرکت می کنی می بایستی دلت بلرزد تا در جاده ای کم عرض و دو طرفه هر لحظه نکند که دقت نکنی و یا از روبرو راننده ای خواب است یا شاید مشغول حرف زدن بوده و به یکباره حادثه ای رخ دهد.

خوشبختانه به برکت بارندگی های پاییز و زمستان اخیر اطراف جاده سرسبز می نماید. این طراوت را می توان از تقاطع مسجدسلیمان- لالی (در ده کیلومتری نرسیده به مسجدسلیمان) به سمت دشت زیلایی بخوبی نمایان دید.

در ابتدای تقاطع یاد شده و در حاشیه تپه ای که در سمت چپ ما قرار می گرفت از سوی اداره میراث فرهنگی سیاه چادرهایی برای دمی آسودن و یا احیاناً زیرسایه آن ها نوشیدن یک لیوان چای، تدارک دیده شده بود. ابتکار خوبی است اما متأسفانه ضعف تبلیغاتی برای جذب مشتاقان بخوبی مشهود است. بویژه اینکه در می یابی زیر آنها اکثراً خالی است. از این جهت غبطه می خوری که اگر خلاقیتی ایجاد شده، چرا نباید اطلاع رسانی کافی وجود داشته باشد تا مسافرین نوروزی و حتی مردم استان از این فرصت ها برای گذران اوقات فراغت خود بهره برداری نمایند. در اینجا تابلویی که ما را راهنمایی می کند تا به دشت زیلایی محل برگزاری همایش هدایت شویم فاصله مان را از تقاطع مسجدسلیمان- لالی تا آنجا 21 کیلومتر نشان می دهد.

هوا بسیار مطلوب است. ابر سفیدی که نشانه باران در آن دیده نمی شود، منطقه را پوشانده است. حداقل از شدت آفتاب می کاهد. در این شرایط نسیم ملایمی که وجود دارد لذت حضور در منطقه را مضاعف می سازد.

از تقاطع مسجدسلیمان- لالی ماشین ها به صورت یک خط در جاده حرکت می کنند. معلوم است که مقصد همه آنها شرکت در همایش است. همین وضعیت در طول بازگشت هم وجود داشت. از سرعت ما می کاست با این حال در چنین شرایطی عجله ای وجود ندارد زیرا قرار است تا یک روز آرامبخش را تجربه کنیم. با عبور ماشین هایی که از تو سبقت می گیرند براحتی کنار می آیی. حسی که در شرایط معمول کمتر با آدم کنار می آید و به غرورش برمی خورد.

از هفت شیدون (هفت شهیدان) می گذریم. سال ها بود آنجا را ندیده بودم. با اینکه تیره ما (هلیلی) هم در همین منطقه اطراق دارند و علی القاعده دلبستگی ها می بایستی در فواصل نزدیکتری ما را به این منطقه بکشاند با این وصف پس از حدود ده سال حالا دیدن هفت شیدون با ساختمان های جدید برایم جالب می نماید. اساساً اگر مسیرهای مواصلاتی از ایمنی بهتر و فاصله کمتری از مراکز پرجمعیت برخوردار باشند چنین مناطقی توسعه بیشتری خواهند یافت. مردم شهرها برای گذران تعطیلات خویش از فرصت های در دسترس بخوبی بهره برداری خواهند نمود. شاید یکی از مناطقی که می تواند چنین زمینه ای برای پیشرفت داشته باشد، همین «هفت شیدون» باشد. با این وصف تنها صنعتی که تابلوی آن پس از پنج کیلومتر دور شدن از هفت شیدون به چشم می آید یک شرکت صنایع پتروشیمی است که اتفاقاً محل برگزاری همایش نیز در اطراف آن ملاحظه شده است. زمین کوبیده شده پهنی که از جاده اصلی آسفالت یک کیلومتر فاصله دارد. وقتی به محل یاد شده رسیدیم ساعت 12:30 شده بود. بسیاری از ماشین ها در کنار جاده پارک شده بودند. بسیاری نیز در اطراف یک جاده خاکی به سمت جایگاه مخصوص اجرای همایش در بیابان پراکنده شده اند. افرادی که کاور فسفری مخصوص انتظامات را پوشیده اند مانع از هجوم ماشین ها به سمت بالای تپه مشرف به جایگاه برنامه می شوند مع ذالک برخی راننده پا را روی پدال گاز گذاشته و خود را از مهلکه رها کرده اند و به بالای تپه رسانده اند. جایگاه اجرای برنامه در ارتفاع دو متری از زمین کوبیده شده ای که برای احداث کارخانه پتروشیمی آماده شده بود، استقرار یافته است.

در دو ضلع جایگاه، تپه تراشیده شده به گونه ای که دو ضلع مذکور به صورت دیواره هایی محل برگزاری را در مخاط خویش گرفته است. در طول مدت برنامه جمعیت حاضر برای اشراف به جایگاه به گونه ای خطرناک بر لبه دیواره ها قرار گرفته بودند که این امر احتمال هر حادثه تلخی را می توانست بهمراه داشته باشد که خوشبختانه چنین رویدادی شکل نگرفت و به خیر گذشت. حاضرین در همایش به گونه ای مسئولانه به رعایت شئونات اجتماعی و خانوادگی مبادرت می ورزند، به طوری که در طول ساعات برنامه حرکتی که مبین ناهنجاری از سوی فردی یا افرادی باشد به چشم نمی آید. این مطلب از جمله نکات مثبت برگزاری چنین رویدادی با ابعادی به وسعت جمعیتی بیش از 20 هزار نفر، می تواند در نوع خود آموزنده باشد. بدین ترتیب می توان این تجربه مفید را به ثبت رساند که یک شبکه اجتماعی خودجوش هم می تواند با فصل مشترکی طایفه ای، ایلی، صنفی و .... قادر باشد شئونات جامعه را به نحو شایسته ای مدنظر داشته و به پاسداری از آن بپردازد. در این رابطه وجود نیروی انتظامی با کمترین نفرات در طول برنامه خودبخود مؤید احساس همبستگی شرکت کنندگان با مسئولین برگزاری همایش بوده و نشان دهنده این است که جمعیت علاقه مند است با رعایت حساسیت های موجود اجتماعی و فرهنگی و حتی سیاسی به ادامه این نوع همایش ها بپردازد. شاید بازرترین نکته ای که در این رابطه قابل توجه بود حضور خانوادگی افراد بود که تلاش داشتند یک روز بیاد ماندنی را در کنار یکدیگر بگذرانند. در هر گوشه ای در پناه ابرهایی که هوای مطلوبی را به ارمغان آورده بود، بساط چای و نهار هم پهن بود.

برخی از زنان و دختران با لباس های رنگارنگ چین دار و پسران و مردان هم با چوقا و دبیت و کلاه نمدی جلوه ای از داشته های فوکلوریک طایفه منجزی را که از طوایف بزرگ ایل بختیاری است ظاهر ساخته بودند. در این میان انگشت شمار افرادی هم بودند که با تفنگ های شکاری هراز چندگاهی شلیک هایی برای به اوج رساندن شادی حاضران بدر می کردند. باید توجه داشت که اداره نمودن چنین رویدادهایی بسیار سخت و مسئولیت آور است. بویژه اینکه کافی است در خیل جمعیت، یک نفر خود خواهانه کاری کند که تاوان آن را همه جمع بدهند. در این صورت تکرار این رویداد در شرایط مشابه بسیار دشوارتر بوده و قانع نمودن مسئولین صدور مجوز، کاری سخت تر خواهد بود. از این حیث مسئولیت پذیری خود جوش جمعیت را در این روز می بایستی به فال نیک گرفت. بطوری که این مساله در پیام فرمانده نیروی انتظامی مسجدسلیمان که از بلندگو و توسط یکی از افسران قرائت شد، بخوبی مشهود بود.

وی در پیام خویش به ستایش از برگزاری چنین همایشی پرداخته و تحقق آن را در جهت همبستگی ملی عنوان نموده بود. در واقع روح این پیام وقتی به صورت رسمی پخش می شود، می رساند که با در نظر گرفتن جنبه های امنیتی، در صورتی که اجرای برنامه با قوانین و مقررات عمومی اجتماعی و فرهنگی همراه باشد، می تواند تکرار شود و بسیاری از گروه های اجتماعی و صنوف می توانند با همین شیوه های مثبت اجتماع کنند و ایده های متعالی خویش را جامعه عمل بپوشانند. اجرای برنامه با تأخیری یک ساعته همراه بود. جنب و جوش در پشت صحنه کاملاً مشهود بود. نگارنده فرصتی یافت تا در پاره ای از اوقات به پشت صحنه برود و تلاش های افرادی مثل دکتر بابک داودی، رسول کریمی، علی بهرام زاده، حیدر مهدی پور، علی خون محمدی، منوچهر قاسمی و علی یوسفی را در برگزاری هر چه بهتر مراسم ببیند. در این میان علی یوسفی را دورا دور می شناختم. وی در تلاش ساکنین منطقه "آبمهیک" در اطراف سد گتوند برای احقاق حقوق شان نقشی کوشا داشته است. متأسفانه این پروژه با عدم رعایت اصول فنی و یافتن تپه های نمکی در آب پشت سد فعلاً به پروژه ای «رفوزه» در میان پروژه های سدسازی کشور درآمده است. پروژه ای با بیش از دو هزار میلیارد تومان سرمایه براستی چرا با عدم مطالعه منطقی امروزه به قول مصطفی پورمحمدی رئیس سازمان بازرسی کل کشور می بایستی به تغییر کاربری آن اندیشید.

در حالیکه لحظه به لحظه به تعداد جمعیت افزوده می شد با نوای روحانی قرآن مجید رسمیت همایش آغاز شد اساساً قرآن جایگاهی ویژه در جامعه بختیاری دارد و شاید آخرین حربه به عنوان فصل الخطاب هر اختلاف و درگیری «قسم خوردن» به آن باشد. این ریسمانی است که هیچ یک از افراد ایل عبور از آن را برای خود جایز نمی دانند. در بسیاری از خانه ها در مرتفع ترین نقطه و در لفافه ای قدسی قرآن همیشه نگهبان و نگه دارنده و عامل خانه تبرک است.

پس از آن مجری اهداف همایش را در سرفصل هایی بیان نمود و ضمن آن به حاضرین تاکید نمود که شئونات را رعایت نمایند تا سوءتفاهمی شکل نگیرد و انگیزه ها برای تداوم چنین محفلی در آینده وجود داشته باشد. در این میان صدای توشمال به یکباره جمعیت را از جا کند. گویی شیپور آماده باشی نواخته شد و صدای طبل آنها را به فصل مشترک ایلی و تباری فرا می خواند.

ریتم و آهنگ توشمال موسیقی مشترک همه ایل بزرگ بختیاری است. اساساً هر یک از طوایف دارای توشمال هستند که پیام آور جشن ها و شادی خوانده می شوند (هر چند که ریتم و آهنگ حزن آور آن پیام آور مجالس غم و اندوه نیز هست.) حالا در این همایش آنان پیام آور اتحاد و همبستگی هستند و صدای سرنا و دهل آنها جمعیت را به نوایی مشترک واداشته است. جمعیت لحظه به لحظه تحریک شده و به جایگاه برنامه نزدیکتر و متراکم تر می شوند.

در ادامه مجری، «محمدعلی منجزی» آهنگساز و نوازنده نی برای اجرای قطعاتی محلی به بالای سن فرا می خواند. وی در حالیکه لباس چوقا بر تن کرده با تواضع به اجرای برنامه خود می پردازد و از سوی حاضران تشویق می شود. محمدعلی منجزی را در حاشیه برنامه هم ملاقات کردم. در دزفول زندگی می کند. قرار شد سر فرصت به اهواز بیاید و با یکدیگر گفتگویی داشته باشیم و از گذشته و فعالیت های فعلی اش برایمان بگوید. نوای «نی» در زندگی عشایری ترنم تنهایی را به ذهن متبادر می سازد. ساده ترین ساز از لحاظ شخصیت اما اُفت و خیز دادن به آن بسیار سخت و هنرمندانه است. در دشتی که حالا در آن مستقر هستیم آشتاترین ساز «نی» است که با روح عشایر همخوانی عجیبی دارد و یادآور سختی ها و مشقاتی است که ایل در فراز و فرود ییلاق و قشلاق با خود همراه دارد. هر کس اگر در جمعیت، روح جمعی را در می یابد در گوشه غربت و تنهایی هم می توان با ساز «نی» به شخصیت تک و تنها و خود وجودی رخنه نمود و در نهایت با نم اشکی آن را صیقل بخشید. انسان با «نی» آنهم در بیابان و دشت و در تک و تنهایی می تواند احساس نماید که کسی را به همراه دارد.

وقتی گروه «سیمره» که یک گروه موسیقی نواز از منطقه لرستان است به روی صحنه رفت و برنامه اجرا نمود، همایش جان دیگری گرفت. رهبری گروه یاد شده را استاد سپهوند معرفی نمودند که چند ترانه لری را به اجرا درآورد. در ابتدا ریتم تحریک پذیر ناشی از ترکیب تنبک و کمانچه جمعیت حاضر را شوری مضاعف بخشید. سپس به گونه ای خلاقانه آهنگ کمانچه از تندی به کندی و آرامش رسید و با صدای خواننده حزنی دل انگیز را به کام حاضران بخشید. از این لحظاتی کمی گذشت و به یکباره صدای تنبک و کمانچه کرشمه ای در حاضران ایجاد می نمود و بعضی را بی اختیار به تکاپو می انداخت.

برنامه دیگری که با روحیه جمعیت همخوانی می ورزید اجراهای علی تاجمیری خواننده ترانه های بختیاری بود که قطعاتی را به خوبی به اجرا گذاشت و شوری بومی و محلی را در کالبد همه وارد نمود. در این شرایط تقریباً جمعیت نرده های موجود را به کنار زد. همگی تا به نزدیکی جایگاه خود را رسانده بودند.در این میان برنامه های دیگری منجمله تقدیر از خانواده هشت شهید و همچنین اجرای اشعار محلی از سوی چند شاعر علیرغم اینکه بنظر می رسید آمادگی ایجاد شور در جمعیت را کمتر داشتند مع ذالک با استقبال شرکت کنندگان و تشویق آنها توأم می شد.

در حالیکه انتظار بود اجرای قطعاتی از شاهنامه فردوسی نقطه عطفی در این همایش باشد اما در جمع می توان کل برنامه اجرا شده را با محدودیت ها و امکانات موجود، مقبول دانست. بویژه باید توجه داشت که این همایش خودجوش بود و هزینه های آن مستقیماً از حساب شخصی افراد تأمین می شد. در حالیکه هوا کمی گرفته شده بود و بوی غروب استنشاق می شد ما هم کله ماشین را به سمت اهواز کج کردیم. پیش خود فکر کردیم قبل از اینکه در قطار پیوسته ماشین ها گیر بیفتیم پایمان را روی پدال گاز گذاشته بر سرعت خود بیفزائیم. در طول مسیر دریافتیم که استنباط مان اشتباه بود و علیرغم اینکه کنار جاده انبوهی از ماشین ها را متوقف می دیدی که بساط پهن کرده بودند با این اوصاف زمانی که به اهواز رسیدیم تقریباً تاریکی همه جا را فرا گرفته بود.

 

منبع آب محله ای منجزی نشین در اهواز

اگر سری به محله" منبع آب" در اهواز بزنید نخستین تصاویری که به یکباره شما را تحت تأثیر قرار خواهد داد، خانه هایی است که در کمرکش کوه رو به صعود هستند. بی آنکه زمان سقوطی برای آن ها پیش بینی شده باشد / گفت: نگاه کن آنجا!...... کوه چه ترک بزرگی خورده است؟.....ما از این ترک می ترسیم و می دانیم بالاخره امروز یا فردا می افتدروی سرمان! / از زنی که چهره سبزه و سوخته اش حکایت درد و رنج داشت، پرسیدم: بچه هایتان از اینجا نمی افتند؟ پاسخ داد: این صحنه ها هر روز اتفاق می افتد!
خوزنیوز / غلامرضا فروغی نیا : اگر سری به محله" منبع آب" در اهواز بزنید نخستین تصاویری که به یکباره شما را تحت تأثیر قرار خواهد داد، خانه هایی است که در کمرکش کوه رو به صعود هستند. بی آنکه زمان سقوطی برای آن ها پیش بینی شده باشد.

به اتفاق برخی از اصحاب رسانه در یک روز جمعه ظهر، ماشین را در یکی از کوچه پس کوچه های تنگ منبع آب پارک کردیم تا با پای پیاده تصاویر پیشاروی خود را بخوبی لمس کنیم و از دست ندهیم. در یک سو و در تیررس نگاه مان، سه نفر مشغول بنایی و ساختن اتاقکی در پرتگاه بلندی بودند. بی آنکه وجود ما برای آنها اهمیتی داشته باشد. دوربین را به سوی آنها گرفتیم و عکس ها یکی پس از دیگری ثبت شدند.
منبع آب؛ جزیره ای محروم در قلب کلانشهر اهواز
کمی آن سوتر خانه ای در یافتیم که قاچ قاچ ترک های ایجاد شده بر روی دیواره بلوکی آن پیام فرو ریختن را می داد. اما احتمالاً در انتظار است تا روزی با فرو ریختن خویش فاجعه ای را نوید و چند مسئول را طعمه خود قرار دهد. البته حالا می توانستی آن را ببینی که هست و لابد چند نفر نیز در پشت آن دیوار و سقف خوابیده و یا مشغول زندگی هستند.

به فراست افتادم تا از کوچه تنگی که کنارمان بود، بگذرم و به خانه های بالا دست، برسم.پله هایی با شیب تند که از روی هر یک از آنها افتادن، می توانست تو را به بیمارستان بکشاند و حتماً دستی و یا سری یا حداقل پای شکسته ای را وبال تو بسازد.
منبع آب؛ جزیره ای محروم در قلب کلانشهر اهواز

از زنی که چهره سبزه و سوخته اش حکایت درد و رنج داشت، پرسیدم: بچه هایتان از اینجا نمی افتند؟ در جوابم گویی امری عادی را به پرسش درآورده ام، لبخند تلخی در سیمایش نمایان شد.پاسخ داد: این صحنه ها هر روز اتفاق می افتد!

بنظر می رسد تعدادی از ساکنین کنجکاو شده اند و این را با نگاهشان در می یابیم. به نزدیکشان رسیدیم. خود را خبرنگار معرفی کردیم. پرسیدند: برای انتخابات بازدید می کنید؟ تعجب کردیم! اما بابت این پرسش به آنها حق می دهیم. با لهجه محلی بختیاری که صحبت کردیم، بیشتر اعتماد کردند و شروع کردند به بیان دردها. اینکه شبها از ترس فرو ریختن کوه خواب ندارند. اینکه وقتی باران می آید و همه از آمدن آن در شهر شادند، آنها از ترس تا صبح خواب به چشم ندارند و اینکه آب از بالا که فرو می ریزد بدنبال راهی برای برون رفت ،لاجرم از سقف و دیواره های اتاقک های آنها سر در می آرود.تعجب ما زمانی بیشتر می شود که در می یابیم این آلونک ها خرید و فروش هم می شوند. یکی از آنها رقم 9 میلیون تومان را برای فروش به ما پیشنهاد داد!

در این اثنا مرد جا افتاده ای دستم را گرفت و گفت: بیا یک چیز را نشانت بدهم! گفتم:کجا؟ ارتفاعی با شیب تندتری را با انگشت، اشاره رفت. گفتم: تا آنجا رفتن را می ترسم. گفت: نترس!... اما من می ترسیدم و نرفتم . صخره بلند و سنگینی را در بالا دست خانه اش نشانه رفت که زیرش خالی شده و به مرور خرده شده بود . گفت: نگاه کن آنجا!...... کوه چه ترک بزرگی خورده است؟.....ما از این ترک می ترسیم و می دانیم بالاخره امروز یا فردا می افتدروی سرمان!
منبع آب؛ جزیره ای محروم در قلب کلانشهر اهواز
کمی دقت کردم، دیدم بر بالای همان صخره ترک خورده خانه ای بلوکی بنا شده که هیچ پی ای ندارد و صرفاً بلوکها روی صخره بالا رفته اند.

در حالیکه دیش های ماهواره را بر بالای پشت بام ها می دیدیم و برایمان عجیب نبود، دیدن دیوارهای تازه ساخته شده با مصالحی که معلوم است عمر چندانی از تولید آنها نگذشته، حیرت ما را مضاعف ساخته است. تصور اینکه اینجا در زیر نگاه مسئولین ومامورین شهرداری چگونه دکل های بالابر مصالح برپاست، سوالی است که یقیناً هر کسی می تواند از خود داشته باشد : براستی اینها وسائلی قابل رؤیت هستند و یا در زمانی که باید آنها را دید می توان چشم ها را بست و آنها را ندید!
منبع آب؛ جزیره ای محروم در قلب کلانشهر اهواز

حالا به کوچه ای رسیده ایم که فاصله اش از دیواره کوهی که دائماً در حال تراشیده شدن است حدود یک متر می شود. آب و فاضلاب در زیر پایمان جاری است . بالاجبار از توی آن می زنیم و به انتهای گره خورده کوه می رسیم. در آنجا پله آهنی گذاشته شده که شیب تندی دارد . بالاجبار وقتی از آن بالا می روم خود را سفت می گیرم تا تعادل ام را حفظ کرده باشم. در بالای آخرین پله به روی پشت بام برخی از خانه ها وارد می شویم .عده ای نشسته اند و دیدن قیافه های غریبه هائی مثل ما برایشان تازه گی دارد.

در این ارتفاع می توان خانه های زیرین را مثل لانه های کندوی عسل شبیه دانست که تو در تو یکدیگر را تحمل کرده اند. سرنوشت همه آنها به نوعی بهم گره خورده است. در جایی که ما ایستاده ایم دیگر کوه تمام شده اما این فقط یک جهت کوه است و رشته ای است که از هر سو می توان آن را به تصویر درآورد. آنچه که نقطه مشترک این رشته است آدم هایی است که هر یک بیل و کلنگ بر دوش دارند و در گوشه ای مصالحی را آماده کرده اند تا در اندک زمانی که مأمورین شهرداری حضور ندارند، سرپناهی برای خود بسازند.سرپناهی که «ایمنی» در آن کلمه ای بی معناست.

بنظر می رسد این تصاویر برای مأمورین هم عادی شده باشد. وقتی چند روز از عمرهر خانه تراشیده بر روی کوه و یا در دل آن ،گذشت، شهرداری آن را تحمل می کند. این را زمان به اثبات رسانده . اهالی هم می دانند و به زبان هم می آورند.

چنانچه بر همین منوال است که حالا محله منبع آب اهواز، انتظار ساکنین تازه از راه رسیده ای را می کشد.... بر روی صخره های ترک خورده هم می توان جایی برای تازه واردین یافت. اینجا همه از حادثه ای که می آید، می گویند .انتظارش را دارند کی؟......معلوم نیست!
منبع آب؛ جزیره ای محروم در قلب کلانشهر اهواز

فراخوان : نظرات ، پیشنهادات و انتقادات


فراخوان : 

با سلام 

از همه ی همتباران عزیز که در دومین همایش فرهنگی به میزبانی " تیره منجزی " در محل اجرای همایش ( زیلایی ) حضور داشتند تقاضا داریم نظرات ، پیشنهادات و انتقادات خود را به "مجالگاه منجزی" منعکس تا در اختیار برگزارکنندگان همایش قرار گیرد ، بدیهی ست نظرات و پیشنهادات سازنده شما ، میتواند مجریان را جهت برگزاری هر چه باشکوه تر همایش فرهنگی در سالهای آتی یاری نماید ،

با سپاس "مجالگاه منجزی"


گزارشی از برگزاری همایش فرهنگی منجزی

     (به قلم غلامرضا فروغی نیا)



شنبه سوم فروردین 92 دومین همایش فرهنگی هنری بختیاری ها به میزبانی طایفه منجزی در دشت زیلائی واقع در منطقه لالی برگزار شد. این برنامه شاد و مفرح برای کسانی بود که از نقاط مختلف خوزستان و در این هوای بهاری خود را به محل همایش رسانده بودند.ترکیبی از شعر خوانی و موسیقی ،مردمی که اکثرا از طایفه منجزی بودند را به وجد درآورده بود. 

نوشته شده توسط غلامرضا فروغی نیا در ساعت 1:8 | لینک  |  نظر بدهید

دومین همایش فرهنگی بختیاری به میزبانی منجزی ها

 

 سوم نوروز منجزی ها میزبان همایش بزرگ بختیاری

 

 بار دیگر منجزی ها میزبانی همایش بزرگ فرهنگ بختیاری را به عهده گرفتند. بر اساس گزارش مجالگاه منجزی روز سوم فروردین منطقه ی دشت زیلایی واقع در جاده مسجدسلیمان - لالی (پس از گردنه روستای گاوادارن) پذیرای برگزاری همایش بزرگی است که منجزی ها میزبانی آن را به عهده گرفته اند.

در این همایش که هنرمندانی همچون علی تاجمیری و محمدعلی منجزی  و گروه موسیقی سیمره از لرستان به همراهی محمد حسین سپهوند  و کریم آریانپور به هنرنمایی خواهند پرداخت تا گوشه هایی از فرهنگ بختیاری و ارستان را به نمایش گذاشته شود.

آقای داوودی از دست اندرکارن برگزاری این همایش، به گزارش نویس مجالگاه منجزی گفت  هدف از برگزاری چنین برنامه هایی تقویت اتحاد ملی، و آفرینش روحیه نشاط و سر زندگی  است.

وی ضمن دعوت از همه ی علاقه مندان خواهان همکاری آنها در رعایت نظم در طول زمان برگزاری این برنامه شد.

مجالگاه منجزی از همه ی اعضاء ایل منجزی می خواهد که با رعایت حفظ آداب غنی بختیاری و احترام متقابل به همتباران، رعایت نکات ترافیکی ضمن به نمایش گذاشتن روحیه ی مهمان نوازی و بزرگمنشی و متانت بهداروند روز با نشاط وخاطره انگیزی را برای خود و سایر شرکت کنندگان رقم زنند.

ورود محمدرضا کرم نیا به صحنه انتخابات شورای شهر اهواز

 

با نزدیک شدن به رقابتهای انتخاباتی و معرفی چهره های سیاسی و اجتماعی افراد مختلفی از ایل منجزی در شهرها و روستاهای محل سکونت خود به صحنه انتخابات ورود می نمایند مجالگاه منجزی تلاش می نماید تا با معرفی افراد مطرح، همتباران خود را از روند مشارکت اجتماعی آگاه سازد.

 یکی از فعالین اجتماعی منجزی در انتخابات شورای شهر اهواز

 

 محمدرضا کرم نیا از دبیران با سابقه و فعالین اجتماعی شهر اهواز که از یکسال قبل زمزمه هایی در خصوص حضورش در انتخابات بگوش می رسید، سرانجام پس از رایزنی با بزرگان محلی ، مقامات و نیروهای سیاسی استان رسما حضور خود را در صحنه رقابتهای انتخابات شورای شهر اهواز اعلام کرد.

 ایشان در گفتگوی کوتاهی با مجالگاه منجزی، خود را نیروی مستقل و غیر وابسته به جریانات سیاسی اعلام کرد و هدف از ورود خود به رقابتهای شورای اهواز را تعقیب مطالبات مردمی شهر اهواز و بهبود وضعیت خدماتی این شهر اعلام کرد.

 

                                                              baba.JPG

 شایان ذکر است محمدرضا کرمنیا دارای مدرک کارشناسی حسابداری از فرهنگیان خوشنام شهر اهواز می باشد که به مدت ۲۵ سال در مسئولیتهای مختلف سازمان آموزش و چرورش فعالیت داشت، و هم اکنون سرگروه مدیران هنرستانها و دبیرستانهای ناحیه ۲ اهواز و همزمان مدیریت یکی از هنرستانهای این شهر را به عهده دارد.شایان ذکر است محمدرضا کرم نیا از طایفه ی روا ایل منجزی می باشد.  

 مجالگاه منجزی ضمن آرزوی توفیق برای این برادر ارزشی آرزوی موفقیت برای ایشان می نماید.

تجمع مجدد اهالی منطقه ی آبماهیک در فرماندار لالی

تجمع مجدد اهالی منطقه ی آبماهیک در فرماندار لالی

طولانی شدن زمان پاسخگویی شرکت آب و نیرو به آوارگان سد گتوندعلیا و عدم پرداخت مطالبات انها بار دیگر فضای اجتماعی شهرستان آرام لالی را با تجمع مردم آبماهیک همراه کرد.

براساس اظهارات گزارش نویس اعزامی مجالگاه منجزی به شهرستان لالی از ساعت ۱۰ روز ۲۷ اسفند ۱۳۹۰ جمعی از اهالی روستاهای مدفون شده در دریاچه سد گتوندعلیا با تجمع در محل فرمانداری لالی بار دیگر اعتراض خود را به سهل انگاری مدیران شرکت آب و نیرو در پرداخت مطالبات آنها اعلام کردند.

علی یوسقی نماینده ی مردم آبماهیک با عنوان اینکه اکثر  روستاییان و عشایر حوزه سد گتوندعلیا در حال حاضر در خانه های اجاره ای و بدون شغل و زمین زراعی و مرتع بصورت حاشیه نشین در شهرها و روستاهای مجاور سکنا دگرفته اند خواستار اعزام گروه های حقیقت یاب سازمان بازرسی کل کشور و نهاد ریاست جمهوری به منطقه شد.

یوسفی در پاسخ به این سئوال که چرا مسئله ی آوارگان سد گتوند تا این حد بحرانی و طولانی مدت شده است اظهار داشت  ریشه ی بحران اجتماعی در منطقه ی سدگتوند دو دو مسئله ی است نخستین مشکل این است که مسئولین این پروزه با بکارگیری روشهای غیر معمول  و ارزشگذاری بسیار پایین تر از پروژه های مشابه سعی در پرداخت بهای بسیار ناچیزی به مردم بودند و  مسئله ی دوم آنکه بنا به دلایلی که قابل بررسی و اثبات می باشد در حالیکه تا کنون هیچ بهایی به اهالی پرداخت نشده  اما مسئولین سد گتوندعلیا با مصاحبه های پی در پی و دربیانات رسمی خود طوری به مقامات بالا جلوه داده اند که گویا مطالبات روستاییان پرداخت شده است، وی افزود با در کنار هم قرار دادن این موارد به نظر می رسد بودجه ای که می بایست صرف پرداخت خسارات مردم شود در محل دیگری هزینه  شده است.

شایان ذکر است فرماندار لالی با حضور در میان اهالی خواستار آرامش مردم شد و گفت مراتب به مقامات بالا گزارش داده شده است و مقامات استانداری خوزستان در پی استفاده از راهکارهای قانونی برای مکلف کردن شرکت آب و نیرو به تعهدات خود در قبال مردم شده اند.

ناصر حسینی منجزی و گزارشی از سرداب و بز آب

مهندس ناصر حسینی منجزی فرزندمیرزا آقاحسینی از بزرگان طایفه منجزی با انتشار مطلبی در فضای مجازی اطلاعات ارزشمندی را از نابودی یکی دیگر از مناطق ییلاقی بهداروند ارایه داده استُ.

مجالگاه منجزی ضمن سپاس از این برادر ارزشمند متن کامل این مطلب  که به شرح ذیل می باشد را منتشر می کند. 

 

 

.

تجلیل از اسدا... منجزی

تجلیل  از اسد ا... منجزی بازیگر پیشکسوت سینمای ایران


اسداله منجزی پیشکسوت تئاتر شمیرانات در جشن تئاتر استان تهران مورد تجلیل قرار گرفت.
به گزارش دریافتی سایت ایران تئاتر از روابط عمومی اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان شمیرانات، حجه الاسلام والمسلمین ناصر وکیلی رئیس اداره فرهنگ وارشاد اسلامی شمیرانات در این رابطه گفت: اسداله منجزی بازیگر و پیشکسوت تئاتر کشور سالهاست با انجمن نمایش اداره ارشاد شمیرانات همکاری دارد و ثمره این همکاری ها را اکنون با کسب رتبه دوم تئاتر استان در اردیبهشت تئاتر امسال شاهد هستیم.
وی همچنین افزود: این هنرمند توانا علیرغم کهولت سن مشتاقانه به اعتبار و ارتقاء هنر نمایش می اندیشد و ادامه تعامل ایشان با انجمن نمایش اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شمیرانات قطعاً به ارتقاء جایگاه تئاتر شمیرانات خواهد انجامید.
منجزی در مراسم جشن اردیبهشت تئاتر استان تهران که یکشنبه 31 اردیبهشت ماه در باغ گلستان تهران برگزار شد از سوی قاضی زاده مدیرکل فرهنگ وارشاد اسلامی استان تهران با تقدیم لوح و هدیه مورد تقدیر و تجلیل قرار گرفت.
اسداله منجزی آثار فراوانی چون سریال طفلان مسلم، چراغهای خاموش، شنگول و منگول، بازی جنون پل سیزدهم و بسیاری دیگر را در پرونده هنری خود دارد.
مراسم اردیبهشت تئاتر استان تهران شامگاه یکشنبه 31 اردیبهشت ماه در کاخ گلستان تهران با حضور و استقبال پرشور هنرمندان و دوستداران تئاتر برگزار شد.

منبع :http://www.theater.ir/fa/local.php?id=28492

اشعاری از حماسه کلنچی

 

دلاوری منجزی ها در جنگ با نیروهای فرانسوی و قاجار

محمد جانبازی یکی از جوانان منجزی بخش فلارد در و بلاگ خود اشعاری را از حماسه ی کلنچی نوشته است که در اینجا ذکر می شود.

كُول به کُول ، کُولِ خَدَنگ ، کُولِ کُلُنچی / صَحرانَه سُوار گِرهد ، کُهنَه تُفَنگچی

كُول به کُول ، کُولِ خَدَنگ ، کُولِ کُلُنگ دار / اَسَدخُون جنگ اِکُنه ، وا شاه قاجار

کُول به کُول ، کُولِ خَدَنگ ، کُولِ کُلُنگ بُر / جنگ به جُرأت کُنن ، عَـزیز و تَمبُـر

عزیزخُون و تَمبُرخُون ، دو شیـر جنگی / اسدالله خُون شاهراه کَشه ، به وقت تَنگی

فَرَنگی گُراز خُوره ، توپ بِم اِریزه / کِی دیده شاه اَسَدم ، ذُغال بِویزه

کُلُنچی ویر و خَـراو ، ایل به گُداره / نُمدارخُون مُنجزی ، به جنگ دیاره

کُلُنچی ویر و خَـراو ، ایل به شُلوُه / تَمبُرخُون مُنجزی ، سی جنگ کَلوُه

شيرُم با شاه اَسَدُم ، او شيـرِ جنگي / غم ايـل اِخُـوره ، به وقتِ تَنگي

سَنگر شاه اَسَدُم ، سَـرپُوش نَداره / عزیزخُون نِهیب بِکُن ، جنگ مایه داره

سَنگر شاه اَسَدُم ، چَندی قشنگه / تَمبُرخُون نهیب بِکُن ، دی وقت جنگه

اَسَدخُون سُوار آبید ، به اسب بادپا / نُمدارخُون شَوخی بزَید ، به لشکر شاه

اَسَدخُون سُوار آبید ، به اسب بالدار / نُمدارخُون شَوخینه زَید ، به شاه قاجار

آحُسین قَمه طِلا ، شمشیـر به دَستس / مِنِ خین لِـر اِخُـوره ، چار نال اَسبس

آحُسین مُنجزی ، شمشیـر گُلچـی / جُور شیر جنگ اِکُنه ، تَنگ کُلُنچـی

اَسَـدالله خُـونُمَـی ، طَهمـاسِ راكـي / كافَرِ كُوه تَش اِگره ، سي ايـلِ شاكـي

اَسَـدالله خُـونُمَـی ، بَهـرُم و سُلطُـون / کُر بِکُشین سُون ، که اِکُشِن تُـون

برگزاری نشست طایفه منجزی

برگزاری چهارمین نشست هم اندیشی طایفه منجزی

چهارمین نشست اتحاد طایفه ی منجزی در مورخ جمعه ۱۲/۱۱/۹۱ در محل روستای درخزینه به میزبانی آقای مسعود اکبری برگزار شد.

به گزارش خبرنگار اعزامی مجالگاه منجزی ، در نشست روزجمعه که چهارمین گردهمایی از این سلسلهنشستها بود اغلب تیره های منجزی ساکن در خوزستان نمایندگانی را اعزام نموده بودند.  شایان ذکر است برخی فعالین منجزی  که اخیرا در خصوص هم اندیشی مسایل طایفه ای در سطح شهرستانهای شوشتر و اهواز و مسجدسلیمان جلساتی را برگزار می کنند ، دراین جلسه خواستار هماهنگی بیشتر در مسایل طایفه ای و فامیلی شده اند.

شورای سردبیری مجالگاه منجزی ضمن ابراز خوشوقتی از برپایی چنین نشستهایی برای اعضاء و برگزار کنندگان آرزوی موفقیت و پیشرفت می نماید.

نگرانی فعالان میراث فرهنگی کشور  از نابودی تمدنهای بختیاری در حوزه ی سد گتوندعلیا

"تهران امروز"خطرنابودی تمدن و تاریخ بختیاری در روستاهای منجزی نشین را گوشزد کرد
 
"تهران امروز":خطرنابودی آثارتاریخی پشت سد گتوند
 
روزنامه تهران‌امروز در گزارشی با عنوان «آثار تاریخی پشت سد گتوند همچنان در خطر نابودی» به قلم  فاطمه علی اصغر، به موضوع تخریب میراث فرهنگی قوم بختیاری در جریان احداث و آبگیری سد گتوند علیا پرداخت. 
شایان ذکر است اهالی روستاهای مخزن سد گتوند از طوایف منجزی، پبدنی، اسیوند  و عرب کمری هستند که بیشترین تعداد آوارگان مربوط به منجزی ها با ۱۴روستا می باشد
تهران امروز: یکی از قدیمی‌ترین تمدن‌های جهان که پشت سد «گتوندعلیا» قرار دارد در خطر نابودی است. این در حالی است که مسئولان راه‌اندازی سدگتوند اعلام کرده‌اند،  آبگیری این سد آغاز شده است. با  آبگیری سد گتوند احتمال آن می‌رود که سکونت‌های اولیه انسانی، دستاوردهای تاریخی و گورهای ایلامی، آثاردوران ساسانی و اسلامی،قلعه‌های دیرینه، گنبدهای نمکی به‌عنوان میراث طبیعی و رازهای بسیاری از زندگی انسان‌های ساکن در دشت لالی خوزستان برای همیشه از بین برود.

کارشناسان و دوستداران میراث فرهنگی هشدار می‌دهند: «در صورت آبگیری این سد آثار ایلامی کم‌نظیر این محوطه‌های تاریخی برای همیشه از حافظه جهانی پاک می‌شوند.» باستان‌شناسان سازمان میراث فرهنگی که ۲۰ روز است سومین دوره کاوش در این محطوطه را آغاز کرده‌اند، به «تهران‌امروز» می‌گویند: «هنوز مطالعات باستان شناسی در این محوطه تکمیل نشده است».

با این حال، محجوب، مدیر مطالعات و دبیر کمیته آبگیری طرح سد و نیروگاه گتوندعلیا اعلام می‌کند:«پژوهشکده باستانشناسی سازمان میراث فرهنگی طی نامه ای به مجری طرح سد و نیروگاه گتوندعلیا، رسما آبگیری این طرح را تا تراز ۱۴۰ بلامانع اعلام کرده است.»

دوستداران و فعالان حوزه میراث فرهنگی همچنان درباره آثار باستانی و تاریخی این محوطه دیرینه و کم‌نظیر اظهار نگرانی می‌کنند. اسناد و مدارک تاریخی نشان می‌دهد که درابتدای تاریخ بشر که انسان متمدن با اختراع ذوب فلز و خط به پیشرفت چشمگیری دست یافته بود، منطقه بین النهرین جایگاه ویژه ای داشت. سه تمدن مشهور در این قسمت در جوار یکدیگر می‌زیستند:آشوری‌ها، ایلامی‌ها و بابلی‌ها. شوش پایتخت عیلام از موقعیت ممتازی برخوردار بود. به همین دلیل آثار این دوره از مهم‌ترین آثار تاریخی ایران به‌شمار می‌رود.

سرنوشت نامعلوم سایت‌های باستان شناسی سدگتوند 

هرچند از کاوش‌های محوطه‌های تاریخی پشت سد گتوند علیا بیش از دو هفته می‌گذرد با این حال دوستداران میراث فرهنگی می‌گویند تا کنون هیچ اطلاعاتی در این زمینه منتشر نشده است.

«مجتبی گهستونی»، سخنگوی انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان به تهران امروز می‌گوید: «درست است که کاوش‌های محوطه تاریخی پشت سد گتوند آغاز شده است و شرکت آب و نیرو مجوزی برای این اقدام ارائه داده اما از آنجا که سازمان میراث فرهنگی هیچ گونه هماهنگی با دوستداران میراث فرهنگی ندارد، راه‌های دسترسی به منابع اطلاعاتی درباره این کاوش‌ها، دستاوردهای آن و آثار به‌دست آمده از آن بسته است.»

او که شرایط آثار این محوطه‌های تاریخی را نگران کننده اعلام می‌کند، می‌گوید: «تاکنون کاوشگران این سایت‌های باستانی اظهارنظری درباره شرایط و وضعیت کنونی آثار و آینده آن انجام نداده‌اند و اطلاعات ما در این زمینه محدود است. ما نمی‌دانیم که یافته‌های باستان‌شناسی چه بوده و قرار است که چه اقداماتی برای نجات‌بخشی آن‌ها انجام شود. وضعیت مبهم این آثار دغدغه مهمی برای فعالان میراث فرهنگی شده است.»

در همین حال، مسئولان سد گتوند اعلام کردند که با کسب مجوزی از پژوهشکده باستان شناسی سازمان میراث فرهنگی، مرحله اول آبگیری به زودی آغاز و پس از یک دوره سه ماهه ضمن حفظ ارتفاع آب مخزن تا تراز ۱۴۰، عملیات تکمیلی کاوش نیز انجام پذیرفته و با کسب مجوز لازم، مرحله بعدی آبگیری تحقق می‌یابد.

این درحالی است که حمیدرضا ولی‌پور، باستان شناسی که در حال حاضر روی سایت باستان شناسی گتوند عملیات حفاری علمی را انجام می‌دهد، در پاسخ به «تهران امروز» درباره آغاز آبگیری گفته بود: «هنوز مطالعات تمام نشده، بگذارید تمام شود، بعد به شما هم اعلام می‌شود.»

با این حال وزارت نیرو در سایت رسمی خود اعلام کرده که سازمان میراث فرهنگی مجوز آبگیری را داده است. هرچند که ولی پور در گفت‌و‌گو با خبرنگار تهران امروز تاکید کرده بود: «تا سقفی که مشخص شده است اگر آبگیری کنند مشکلی پیش نمی‌آید.»

به گفته او، عملیات کاوش سد گتوند از ۲۰ روز پیش آغاز شده است و اگر ارتفاع مورد نظر رعایت شود، مشکلی ندارد. ولی‌پور می‌گوید که این سومین یا چهارمین فصل کاوش است همیشه این مسائل وجود داشته. ما با وزارت نیرو هماهنگ هستیم و مشکلی نداریم.

سنت‌های زیر آب رفته 

اکنون به رغم گفته‌های مسئولان میراث فرهنگی و وزارت نیرو، دوستداران میراث فرهنگی همچنان سوال خود را تکرار می‌کنند:«در این مدت باقی مانده تکلیف این بناهای تاریخی چه خواهد شد؟ و برنامه‌هایی که برای شناسایی آثار وجود دارد چیست؟ سرانجام گنبدهای نمکی که دغدغه دوستداران محیط‌زیست است، چه می‌شود؟»

مرد بختیاری (روستای گلزاری- درمخزن سدگتوند)
گهستونی می‌گوید: «وقتی این همه روستا زیر آب می‌رود، باورها و آداب و رسوم آن‌ها هم از بین می‌رود. اکنون که با این دستاوردهای تمدنی خود را از دست می‌دهیم سوال ما این است که این گور دخمه‌ها و تپه‌ها و محوطه‌ها چگونه نجات بخشی و نگهداری می‌شوند؟»

اما مسئولان مربوطه پاسخ دقیقی به این سوالات نمی‌دهند و در این زمینه شفاف‌سازی می‌کنند.

خوزستان بارها و بارها تجربه‌های تلخی از نجات بخشی آثار تاریخی به خود دیده است، کارون۳، سد شهید عباسپور و کرخه همه سدهایی بودند که پس از آبگیری بخشی از تاریخ را برای همیشه زیر آب بردند.

باستان‌شناسان معتقدند که محوطه‌های باستانی که قرار است، سد در آن جا ساخته شود، نیازمند کاوش‌های دقیق و هستند.

گهستونی این محوطه تاریخی را هم دچار همین سرنوشت تلخ می‌داند: «گمانه‌زنی‌هایی که در سال ۷۶ از سوی باستان شناسی به نام عزیزی و همچنین سال گذشته از سوی آقای پیمانی انجام شده به هیچ عنوان کافی نبوده و نمی‌تواند جوابگوی میراثی که در دل این خاک‌ها پنهان شده است، باشد.»

وضعیت نجات بخشی آثار در ایران به اندازه‌ای درگیر مشکلات بسیار است که تعدادی از صاحب نظرات اعتقاد دارند که بسیار بهتر است که این آثار زیر خاک و آب پنهان مانده، شاید به این ترتیب از گزند زمانه محفوظ بماند تا اینکه به نسل‌های آینده برسد.

خانه‌های روستایی در آب ماهیک

گهستونی می‌گویدکه آبگیری‌های دوره‌های گذشته نشان داده است، باستان‌شناسان ما امکانات و اعتبارات کافی برای اجرایی کردن عملیات نجات بخشی ندارند: «تاکنون هیچ پرونده نجات بخشی در کشور موفق نبوده که پرونده سد گتوند که لالی و مسجد سلیمان را هم دربرمی‌گیرد موفق باشد.

بررسی شناسایی محوطه‌های بالا دستی و پایین دستی نیاز به زمان، امکانات، نیروی مناسب و اعتبار کافی است که این هیات تاکنون از آن برخوردار نبوده است.»

این در حالی است که «فاطمه ظفرنژاد»، مهندس سدسازی در یکی از بندهای بیانیه منتشر شده در همایش روز جهانی حفاظت از رودخانه‌ها با عنوان «سدسازی در ایران توجیه منطقی ندارد» اعلام می‌کند:«یادگارهای فرهنگی و تاریخی و طبیعی زیادی در مخزن سدها به زیر آب رفته‌اند و باید سدسازی در ایران متوقف شود.»

گورستانی با شیرهای سنگی (روستای دم تنگ) 

او سدسازی را عاملی برای بر تخریب زیست محیط و ضررهای جبران‌ناپذیر به زندگی ساکنان آن منطقه می‌داند.

سازمان میراث فرهنگی کجاست؟ 

دوستداران میراث فرهنگی هم اعلام می‌کنند:«در پشت سد گتوند فقط در محدوه لالی نه گتوند و مسجد سلیمان پایه های پل قدیمی زیبا رو (پا پیلا زیره رو) در غرب لالی، پل قدیمی لالی بین لالی و عنبر در جنوب غربی، قلعه چم لند در جنوب لالی، مزار آب ماهیک، محوطه ده کهنه یا ده گه در جنوب شرقی، دو قدمگاه در روستاهای آب گرمه و پیر زهاک و... به زیر آب می‌روند. آثاری که هرگز همکاران میراث فرهنگی هیچ گاه به سراغ‌شان نرفته‌اند تا آنها و ده‌ها اثر دیگر که به زیر آب می رود را در فهرست آثار ملی ثبت کنند

فاطمه علی‌اصغر - روزنامه تهران‌امروز - ۷ تیر ۱۳۹۰

بابا زاهد، پیری خفته در کوههای بختیاری

 پس از گذشت چهارسال یادی از یک سفر
 
در میان صفحات اینترنت به صفحه ای از مجتبا گهستونی رسیدیم که در سفر چهار سال پیش خود به منطقه «چلو» گزارشی از وضعیت بقعه مقدس بابازاهد تهیه کرده بود.
شایان ذکر استُ که در مهرماه ۱۳۸۷ یک گروه از خبرنگاران و فعالین مطبوعاتی  و گردشگری استان خوزستان به دعوت و ابتکار آقای ساتیار یادگاری (عضو هیات امنای بقعه بابازاهد) و سامان فرجی بیرگانی به منطقه ی چلو رفته و به انتشار گزارشات و عکسهای مختلفی از این منطقه پرداختند که در شناسایی این مکان موثر واقع شد.
خوشبختانه انتشار گزارشات آن سفر و پی گیری های بعدی این آقایان با مسئولین استانی منجر به بهبود وضعیت خدمات دهی از جمله بهبود وضعیت جاده ی بابا زاهد شد.
لذا  مجالگاه منجزی بدینوسیله از کلیه ی فعالین مطبوعاتی و گردشگری در آن سفر و همچنین مسئولانی که یاری نمودند از جمله تشکر ویژه از تلاشهای حاج آقا بردبار مسئول وقت روابط عمومی استانداری خوزستان و سایر عزیزانی که به نیت بابا زاهد می خواهند گمنام بمانند تشکر می نماید.
 
 عکس آرامگاه بابازاهد؛(برگرفته از وبلاگ امین منجزی )
 
فعالین گردشگری و مطبوعاتی سفر بابازاهد:
 
۱. مجتبا گهستونی - روزنامه نگار
۲.آزاده خراسانی - مربی گردشگری
۳. سرکارخانم جهرمی - مدیر کانون گردشگری خوزستان
۴.مهران فرمانی- فعال گردشگری
۵.فرهاد رهبر - فعال حوزه ی محیط زیست
 ۶.سامان فرجی بیرگانی - روزنامه نگار
۷.عبدالحسین اورامه - ازشیوخ بابازاهد
 ۸.زیبا رفاهی- فعال گردشگری
۹.ناصر فرجی بیرگانی 
۱۰. ساتیار یادگاری
۱۱.زری شهبازی
۱۲.ایوب سلطانی باستانشناس
 
مطلب مجتبا گهستونی در سایت (سخنگو) پایگاه اطلاع رسانی انجمن دوستدارن میراث فرهنگی خوزستان :
 

اما در بین مسافرین که پیشنهاد دهنده اصلی این سفر بود ما را ترغیب نمود که با مینی بوسی از اهالی کوشک سفر خود را آغاز کنیم.

 

عکس از فرشید باقی پور

آقای یادگاری تصمیم گرفت که به نیت امامزاده بابا زاهد چلو  جمع ما را دعوت نماید تا بتوانیم از این سفر بهره مند شویم. در بین جمع 17 نفره ما تنها 2 نفر به این مکان رفته بودند. همه ما می دانستیم که مسافت 3 ساعته یی را باید طی کنیم. با اینکه مسافت کوتاهی بود ولی عبور از جاده ای کاملا سنگلاخی و کوهستانی که هر ماشینی هم نمی تواند از آن عبور کند مسافت شاید نیم ساعته ما را در جاده یی آسفالته به چندین ساعت افزایش داد. در تاریکی مطلق و عبور از دره ها و گذر از تخته سنگهای بزرگ و مشاهده چراغی روشن در دوردست که چشمان براق حیوان درنده دیگری را در ذهنمان تداعی می کرد باعث شد که با خستگی زیاد در ساعت 4 صبح به بابا زاهد چلو برسیم. تاریکی مطلق بود. تنها چیزی که در ابتدا نظرمان را جلب کرد تابلو اداره اوقاف مسجدسلیمان و هیت امنا بابا زاهد بود که سفر خوشی را برای مسافرین طلب می کرد. پس از پیاده شدن از مینی بوس پیرمردی که فانوس در دست داشت از ما خواست یا در ماشین و یا در کنار آن بخوابیم چرا که در نزدیکی امامزاده هیچ جای اسکانی نیست و به خاطر تاریک بودن نمی توان جای مناسبی را پیدا نمود. پس از گفت و گوی من با یکی از اعضای هیات امنا که مرد بسیار زحمت کشیده و جا افتاده یی بود و به آنها شیخ می گفتند وی از فرزندانش که خواب بودند درخواست که که برای مهمانان اهوازی ما موتور برق را روشن نمایند تا جای مناسبی برای خواب پیدا نماییم. یکی از مسافرین که از قبل آمده بود با شنیدن این حرف از شیخ درخواست کرد که به دلیل خواب بودن زوار موتور برق را روشن نکند که شیخ با بیان اینکه اینها خانواده هستند و در بین آنان خبرنگار است و مسیر اهواز تا به اینجا را طی کرده اند و باید تکریم شوند به سمت موتور برق رفت. ما واقعا دوست نداشتیم که زواری را ناراحت کنیم ولی ناچار بودیم. صدای هندل زدن چند باره موتور برق باعث شد که برق کل محوطه یکی پس از دیگری روشن شود. چه عظمتی داشت اینجا. چقدر شلوغ بود. هرجا که چشم کار می کرد مردمی را می دیدیم که خواب بودند. اصلا باورم نمی شد. سعی کردیم بدون سر و صدا نقطه یی را پیدا کرده و به استراحت بپردازیم.هوا سرد بود. چند نفری به درون چادری 8 نفره رفتند و دیگرانی هم بیرون ماندند.

خیلی زود  همه دوستان به دلیل خستگی به خواب رفتند. تنها من بیداربودم من. محو آسمانی شدم که ثانیه به ثانیه روشن می شد. هر چقدر که آسمان روشن می شد زیبایی آنجا چندان می شد. روشن کردن آتش بروی منقلی مشرف به دره یی عمیق حس بسیار زیبایی را در ذهنم تقویت می کرد. نگاهی به استقرار امامزده در دامنه کوه این تصویر زیبا را تبدیل به فریم هایی از عکاسی کرد که تا ابد خواهد ماند.با اینکه خسته بودم و مسئولیت سفر نیز بر دوشم بود اما دلم نمی آمد که بخوابم. دوربین به دست در جایی که درازکش شده بودم غلت  می خوردم و عکس می گرفتم .

انعکاس مشکلات اجتماعی سد گتوندعلیا برای منجزی ها در روزنامه سراسری بهار

 

انعکاس مشکلات اجتماعی روستاهای منجزی نشین در

روزنامه سراسری بهار

 

روزنامه سراسری بهار در روز سه شنبه ۱۱دی ماه به انعکاس مشکلات اجتماعی مردم منطقه ی آبماهیک پرداختُ .

خانم الهه موسوی از روزنامه نگاران کشور طی گزارشی از وضعیت نگران کننده ی روند سدسازی برای مردم خوزستان خصوصا اهالی منجزی ساکن اطراف کارون  ابراز نگرانی کرد.

که شرح آن در ذیل می آید.

  • الهه موسوی

  • در پی ورود مسئولان سد گتوند به حریم روستاهای داخل مخزن سد و مجبور کردن اهالی به ترک محل، روستاییان که جایی برای اسکان ندارند و پولی نیز بابت زمین‌هایشان نگرفته‌اند با آنان درگیر شده و زد و خورد کردند. مسئولان سد که همراه 10 مامور به آن‌جا آمده بودند دو نفر را دستگیر کردند. به گفته کارشناسان بر اثر آبگیری سد گتوند 18 روستای مسجدسلیمان و 14 روستای شهرستان لالی زیر آب می‌روند و 9 روستای مسجدسلیمان نیز در حریم سد قرار خواهند گرفت. در عین حال بیش از 9 ماه است که به‌خاطر رفتار نامناسب مسئولان شرکت توسعه منابع آب و نیروی ایران با ساکنان روستاهای واقع در مخزن سد گتوند، روستاییان در شرایط نامطلوبی به سر می‌برند. این درحالی است که پورمحمدی، رییس سازمان بازرسی کل کشور، چهارم دی در تازه‌ترین اظهارنظر خود درباره سد گتوند علیا گفت: «آخرین تصمیم سازمان مربوط به تخلیه آب سد گتوند و تغییر کاربری این سد است. با کارشناسی‌هایی که انجام دادیم به این نتیجه رسیدیم که با شرایط حاضر سد گتوند نمی‌تواند به فعالیت ادامه دهد و با مدنظر قرار دادن قانون و کار کارشناسی، این تصمیم را ابلاغ کرده‌ایم و پای آن هم ایستادیم.» دوهزار و 500‌میلیارد تومان هزینه ساخت سد گتوند به اضافه خسارت واردشده به زمین‌های زیر کشت به‌خاطر وجود معدن نمک در مخزن سد که براساس اظهارات رییس سازمان بازرسی کل کشور با چند بار آبیاری شدن با آب شور داخل سد، تبدیل به نمک‌زار می‌شود، رقمی نزدیک به سه‌هزار‌میلیارد تومان می‌شود؛ یعنی رقمی معادل بزرگ‌ترین اختلاس تاریخ کشور. بر این اساس می‌توان پروژه سد گتوند را یکی از اشتباهات بزرگ مدیریت اجرایی لقب داد. چراکه بودجه‌ای کلان، در جایی صرف شد که نه‌تنها به نتایج پیش‌بینی‌شده در بخش کشاورزی و شهری نرسید، بلکه مشکلات بسیاری را در زمینه‌های مختلف اقتصادی، محیط‌زیستی و اجتماعی به جامعه ایران تحمیل کرد. به گفته اهالی این روستاها، با گذشت 9 ماه از قطع برق، آب، تلفن و تعطیلی مدارس منطقه «آب‌ماهیک» در داخل مخزن سد گتوند و با وجود دستور صریح رییس سازمان بازرسی کل کشور در هفته گذشته مبنی بر تخلیه آب و تغییر کاربری این سد، آبگیری آن همچنان ادامه داشته و آب هر لحظه بالاتر می‌آید، به طوری که چندین روستا به طور کامل زیر آب رفته و روستاییان این منطقه که بالغ بر 185 خانوار هستند بدون رسیدن به حق و حقوق قانونی خود، آواره شده‌اند. در این حال اما وزیر نیرو در تیرماه امسال اعلام کرد که «آب و برق اهالی قطع نشده و همگان می‌دانند که وزارت نیرو، وزارتخانه‌ای نیست که بخواهد برای انجام کارهای خود به زور متوسل شود.»
    علی یوسفی، نماینده اهالی منطقه «آب‌ماهیک»، در یک گفت‌وگوی تلفنی به بهار گفت: «270 روز است که آب، برق و تلفن مردم را قطع کرده‌اند. مدرسه‌ها هم تعطیل شده و مردم همه آواره شده‌اند. برخی از اهالی کمی بالاتر از خانه‌هایشان که زیر آب رفته، چادر زده‌اند و در این سرمای زمستان بدون بخاری زندگی می‌کنند. چون حتی امکان آوردن نفت را نیز ندارند. برخی نیز خانه کرایه کرده‌اند که به‌سختی از عهده هزینه‌های آن برمی‌آیند؛ چراکه شغلشان که کشاورزی و دامداری بوده را در پی ساخت سد، از دست داده‌اند. مسئولان سد بدون این‌که مردم را به حق‌شان برسانند و پول زمین‌های آن‌ها را بپردازند به آن‌ها گفته‌اند که منطقه را ترک کنید. حتی پنجشنبه گذشته، با ماشین‌هایی‌گران‌قیمت و همراه 10 مامور از پاسگاه، به دست برخی از افراد که حاضر به ترک خانه و کاشانه‌شان نبودند، دستبند زدند.»یوسفی که خود از اهالی روستای گلزاری است در پاسخ به این پرسش بهار که «آیا زمین‌ها و خانه‌های شما از سوی پیمانکاران خریداری نشده و با این همه می‌خواهند شما را با زور از محل زندگی‌تان بیرون کنند؟» گفت: «در ابتدا قرار شد یک سد در این‌جا ساخته شود. به ما گفتند چون طرح ملی است باید خانه‌هایتان را بفروشید. ما هم قبول کردیم. اما الان خانه 85متری را به قیمت یک‌و‌نیم‌میلیون تومان خریداری می‌کنند و این یعنی آوارگی. ما باید در کجا با این پول، خانه زندگی‌مان را دوباره ایجاد کنیم؟ حتی پول اجاره یک خانه را هم به ما نمی‌دهند.»او در ادامه گفت: «الان بعضی از مردم روستاهای «لب‌رود»، «سربیشه»، «گاورا»، «پابرآفتاب» و «گلزاری» که 185 خانوار هستند در داخل آغل گوسفندانشان در بالادست روستاها و اصطبل‌هایی که با خط آب فاصله بیشتری دارند، زندگی می‌کنند، نه‌تنها آب و برق ندارند که از بهداشت هم خبری نیست. آیا مسئولان سد گتوند حاضرند خانواده‌های خودشان را در شرایط بچه‌ها و سالخوردگان ما ببینند؟»
    یوسفی می‌گوید: «نمایندگان مجلس در این منطقه بارها نسبت به حل این بحران به وزیر نیرو تذکر داده‌اند؛ اما آن‌ها نه‌تنها هیچ راهکار عملی نیافته‌اند، بلکه دائم در جهت دروغ جلوه دادن گفته‌های روستاییان اظهارنظر کرده‌اند. او از وزارت کشور و دیگر مسئولان جمهوری اسلامی می‌خواهد که به حقوق آن‌ها که از مستضعف‌ترین اقشار جامعه هستند، رسیدگی کنند.
    آبگیری غیرقانونی است
    یک کارشناس حقوق در خوزستان معتقد است تا هنگامی که حق و حقوق اهالی پرداخت نشود، انجام عملیات جابه‌جایی و آبگیری غیرقانونی است. سامان فرجی، کارشناس حقوق و فعال اجتماعی، در این‌باره به بهار گفت: «چندین ماه است که آب و برق این روستاها قطع شده و زندگی مردمان آن‌ها به‌هم‌ریخته است و با این‌که آقای پورمحمدی دستور دادند که آبگیری متوقف شود ولی همچنان ادامه دارد. در حالی که مسئولان سد به تعهداتشان در قبال جابه‌جایی روستاییان عمل نکرده‌اند. براساس قوانین جمهوری اسلامی تا زمانی که خسارت اهالی پرداخت نشده اهالی حق اقامه دعوی و توقف پروژه را دارند.» فرجی در ادامه گفت: «ما از سه، چهار سال پیش هشدار دادیم که نگذارید اتفاقی که برای آوارگان کارون 3 افتاده و آن‌ها را حاشیه‌نشین، آواره و بی‌پناه کرده در گتوند تکرار شود. ولی هیچ‌کس توجه نکرد. هم در جلسات حضوری به مسئولان گفتیم و هم در مقالات مطبوعاتی و حتی طی تماس‌های تلفنی. ضمن این‌که خود مسئولان استانی هم بارها تاکید کرده بودند. معاون سابق استاندار خوزستان نیز گفته بود که نگذارید گتوند، کارون 3 شود.»این فعال اجتماعی در ادامه با تاکید بر خلاء مطالعات اجتماعی – فرهنگی در مطالعات سدسازی ایران گفت: «الان در سد «جره» که در رامهرمز ساخته شده نیز همین فاجعه رخ داده است. مبلغی که مسئولان سدسازی برای اسکان و انتقال مردم به آن‌ها پرداخت می‌کنند آن‌قدر ناچیز است که توان بازسازی زندگی آن‌ها در مقصدهای مورد مهاجرت واقع شده ندارد. ضمن این‌که مهاجرت به مکان جدید و تعارضات فرهنگی و اجتماعی که جرم‌زا هستند، خود از عوامل بروز بحران‌هایی دیگر است.» یوسفی در آخر می‌گوید که برخی دست‌اندرکاران سد گتوند، در تابستان امسال و به دنبال انعکاس خبر قطع آب، برق و مشکلات مردم در رسانه‌های محلی، از آن‌ها شکایت کردند، اما در نهایت نتیجه به نفع آن رسانه‌ها بود و دادگاه آنان را تبرئه کرد. حالا 185 خانوار در روستاهای سد گتوند می‌خواهند رییس‌جمهوری به آن‌ها پاسخ دهد که اگر قرار بود این سد برای آن‌ها که کشاورز و محروم هستند ساخته شود و اگر دولت، دولت مستضعفان بوده و برای ایجاد عدالت اجتماعی گام برداشته، چرا خانه و کاشانه آن‌ها را به زور گرفته و می‌خواهد از آن‌جا آواره‌شان کند؟ ضمن این‌که از دوهزار و 500میلیارد تومانی که برای این سد هزینه شده، چه سهمی ر ا به آنان اختصاص خواهد داد. مبلغی که همواره آدمی را به یاد بزرگ‌ترین اختلاس تاریخ ایران می‌اندازد؟!
  • مجالگاه منجزی از سرکار خانم موسوی و همه روزنامه نگاران متعهد که به انعکاس نظرات کارشناسی  و دلسوزانه اقدام می نمایند تشکر می کند.

  • درخواست از سهراب گیلانی

    توسط جمع كثيري از فعالان عرصه هاي اجتماعي فرهنگي انجام شود

    درخواست از سهراب گيلاني براي ايفاي نقش در انتخابات شوراي شهر شوشتر

     

     22:46

    سایت محلی شوشترنامه که زمینه چینی برای حضور آقای گیلانی را در دنبال می نماید طی گزارشی نوشت:

    بر اساس اخبار موثق رسيده جمع كثيري از فعالان سياسي- اجتماعي و فرهنگي شهرستان شوشتر در روز جمعه اين هفته با سردار حاج سهراب گيلاني در شوشتر ديدار كرده اند و از وي خواسته اند تا در عرصه انتخابات شوراي اسلامي ايفاي نقش كند.

    به گزارش سايت شوشترنامه، حاج  سهراب گيلاني در اين جلسه با ارائه تحليل هايي از وضعيت كنوني شهرستان شوشتر و فعالان در عرصه انتخابات شوراي شهر شوشتر خواستار اتحاد بيشتر مردم شوشتر در عرصه انتخابات پيشرو شد، اين گروه ها بيش از 23 گروه بوده اند كه نام و مشخصات آنها نزد شوشترنامه محفوظ است.
    بر اساس اين گزارش، حاج سهراب گيلاني در اين جلسه كه با حضور فعالان در امور مذهبي، سياسي، اجتماعي و فرهنگي برگزار شد براي ايفاي نقش و نحوه حضور در انتخابات شوراي اسلامي شهر قول مساعد نداد ولي با اصرار فراوان اعضاي حاضر در اين جلسه قرار شد تا ايشان با بررسي وضعيت انتخابات براي نحوه حضور و يا كليت حضور يا عدم حضور در انتخابات در آينده اظهار نظر كند.
    به گزارش شوشترنامه، در صورت حضور حاج سهراب گيلاني در عرصه انتخابات شوراي اسلامي شهر شوشتر وي با داشتن پايگاه اجتماعي بسيار قوي مي تواند در انتخابات شوراي اسلامي شهر شوشتر نقش آفرين باشد و حرف هاي زيادي براي گفتن داشته باشد.
    بسياري از دوستان براي جويا شدن از نحوه حضور سردار گيلاني در انتخابات شوراي اسلامي شهر از شوشترنامه خواستار نگارش اخبار بوده اند كه به دليل برخي ملاحظات در اين باره اقدامي انجام نشده است.
    قطعا ايشان در آينده براي نحوه حضور و كليت حضور يا عدم حضور اطلاع رساني خواهند شد و به محض به دست آمدن اطلاعات بيشتري از اين جريان شوشترنامه وظيفه خبررساني شفاف خود را در اين باره ايفا مي كند.
    بر اساس اين گزارش، حاج سهراب گيلاني در انتخابات نهمين دوره مجلس شوراي اسلامي در مركز شهر شوشتر بيش از 19 هزار و 345 راي را كسب كرد و در شهر شوشتر از همه رقبا پيشي گرفت.
    اخبار كاملتر و بعدي متعاقبا ارسال مي شود.
    شایان ذکر است سردار حاج سهراب گیلانی که در انتخابات مجلس در شوشتر خود را به عنوان یک منجزی معرفی کرده بود، توانست آرای زیادی را به خود معطوف کند، مجالگاه منجزی ضمن آرزوی توسعه این شهرستان و موفقیت برای همه عزیزان آمادگی انعکاس نظرات سایر برادران منجزی پیرامون این خبر را دارد.

    نزاع میان دو روستا در عقیلی شوشتر

    نزاع میان دو روستای همجوار در عقیلی

    متاسفانه با خبر شدیم در چند روز گذشته میان دو روستای «دهلران » و «بردلا» در منطقه عقیلی شوشتر  نزاع در گرفت که بر اثر آن عده ای مصدوم و مضروب شدند.

    به گزارش خبرنگار مجالگاه منجزی مستقر در منطقه ی عقیلی اهالی دو روستای ذکر شده در چندسال گذشته نیز به دلیل اختلاف بر تعیین حدود اراضی چندین بار با هم نزاع و برخورد فیزیکی داشته اند.

    مجالگاه منجزی ضمن ابراز تاسف از این واقعه و دعوت طرفین  به خویشتنداری و رعایت قانون، از مسئولین قضایی شهرستان شوشتر و معاونت سیاسی اجتماعی استان خوزستان می خواهد به دلیل حساسیت مسایل طایفه ای در منطقه  با سعه ی صدر بیشتری موضوع را ذنبال نماید و با توجه به سوابق موضوع به نحوی عمل کنند که صلح و برادری در منطقه افزایش یابد.

    اعتراض آوارگان سد گتوند به رییس جمهور  

     
     منجزی ها خواستار توجه  نماینده ی مسجدسلیمان به وظایف قانونی خود شدند
     
    با خبر شدیم برادران منجزی ساکن روستاهای آبماهیک که حق و حقوقشان توسط سد گتوندعلیا تضییع شده است روز پنجشنبه۲۳آذر در مقابل دفتر دکترجلیلی نماینده مسجدسلیمان تجمع کردند و خواستار توجه ایشان به وظایف قانونی خود در دفاع از حق مردم شدند.  خبرگزاری رسمی بختیاری با تهیه گزارشی از این واقعه به انعکاس آن مبادرت کرده است که در ذیل می آید.
    مجالگاه منجزی ضمن تشکر از خبرنگاران این سایت  به نماینده ی مسجدسلیمان یاداور می شود که ایشان فراموش نکنند یکی از شرایط حمایت  ایل منجزی از ایشان در حوزه ی مسجدسلیمان احقاق حقوق مردم منطقه ی ابماهیک بود که توسط نماینده ی قبلی دکتر رضایی مورد بی توجهی قرار گرفته بود لذا انتظار می رود ایشان به وظایف و وعده های انتخاباتی خود وفادار باشد و مسایل مربوط به آوارگان سد گتوند را با جدیت بیشتری دنبال کند.
    تجمع اعتراضي آوارگان سد گتوند در مسجدسليمان + عكس
    جمعه ۲۴ آذر ۱۳۹۱ ساعت ۱۱:۲۱
    تجمع اعتراضي آوارگان سد گتوند در مسجدسليمان + عكس
     
     
    ايبنانيوز / گزارش / سرويس اجتماعي / امين كاشاني بيرگاني


    دهها نفر از سرپرستان خانوارهاي روستائي و عشايري بختياري منطقه آبماهيك شهرستان لالي كه در جريان تملك اراضي سد گتوند عليا از خانه ها و روستاهايشان رانده شده اند، روبروي دفتر نماينده مسجدسليمان در محله "باغ ملي" اين شهرستان،‌ تجمع اعتراضي برپا كردند.

    به گزارش آژانس خبري بختياري (ايبنانيوز)، حدود 50 نفر از سرپرستان خانوارهاي روستایي و عشايري منطقه آبماهیک شهرستان لالي، ساعت 16 روز پنجشنبه مورخ 23/09/1391 با حضور در محله "باغ ملي" در مقابل دفتر اسماعيل جلیلی نماینده شهرستانهای مسجدسلیمان، لالی، هفتگل و اندیکا در مجلس شورای اسلامی تجمع اعتراضي بر پا کردند و خواستار رسيدگي به حقوق پايمال شده ي خود شدند.

    يوسفي از اهالي منطقه آبماهيك، به خبرنگار ايبنانيوز گفت: بيش از 70 خانوار از اهالي آبماهيك شهرستان لالي از روستاها و سكونتگاه هاي عشايري خود آواره شده اند و بدون اينكه ريالي پول دريافت كنند، شغل و زمين هاي اجدادي خود را از دست داده اند و در سرماي زمستان براي تهيه يك سرپناه به روستاهاي حاشيه شوشتر و مسجدسليمان پناه برده اند.
    وي افزود: مسئولين سد گتوند عليا هنوز به هیچ یک از وعده های خود عمل نكرده اند و با ارائه آمارهاي عجيب و غريب به تهران، مسئولين مركز را به انفعال كشيده اند. تجمع امروز در مقابل دفتر نماينده مجلس، آخرين اميد ما براي رساندن صدايمان به تهران است.

    يوسفي گفت: از دكتر محمود احمدي نژاد كه همواره خود را حامي اقشار پائيدن جامعه مي دانند، مي خواهيم كه به فرياد روستائيان و عشاير مظلوم بختياري در شهرستان لالي توجه كند و نگذارد حق ما در دولتي كه شعارش عدالتخواهي است، پايمال شود.

    گفتني است در پی بازدید خبرنگاران از منطقه آبماهيك لالي كه انعکاس گسترده اي در رسانه های پايتخت داشت، اسماعيل جلیلی نماينده مسجدسليمان در تذكر كتبي به مجيد نامجو وزیر نیرو خواستار حل اين مشکل شده بود ولي تا اين لحظه، نتيجه ي تلاش هاي نماينده مسجدسليمان به اطلاع افكارعمومي رسانده نشده است.
    وي افزود: مسئولين سد گتوند عليا هنوز به هیچ یک از وعده های خود عمل نكرده اند و با ارائه آمارهاي عجيب و غريب به تهران، مسئولين مركز را به انفعال كشيده اند. تجمع امروز در مقابل دفتر نماينده مجلس، آخرين اميد ما براي رساندن صدايمان به تهران است.

    يوسفي گفت: از دكتر محمود احمدي نژاد كه همواره خود را حامي اقشار پائيدن جامعه مي دانند، مي خواهيم كه به فرياد روستائيان و عشاير مظلوم بختياري در شهرستان لالي توجه كند و نگذارد حق ما در دولتي كه شعارش عدالتخواهي است، پايمال شود.

    گفتني است در پی بازدید خبرنگاران از منطقه آبماهيك لالي كه انعکاس گسترده اي در رسانه های پايتخت داشت، اسماعيل جلیلی نماينده مسجدسليمان در تذكر كتبي به مجيد نامجو وزیر نیرو خواستار حل اين مشکل شده بود ولي تا اين لحظه، نتيجه ي تلاش هاي نماينده مسجدسليمان به اطلاع افكارعمومي رسانده نشده است.

    وي افزود: مسئولين سد گتوند عليا هنوز به هیچ یک از وعده های خود عمل نكرده اند و با ارائه آمارهاي عجيب و غريب به تهران، مسئولين مركز را به انفعال كشيده اند. تجمع امروز در مقابل دفتر نماينده مجلس، آخرين اميد ما براي رساندن صدايمان به تهران است.

    يوسفي گفت: از دكتر محمود احمدي نژاد كه همواره خود را حامي اقشار پائيدن جامعه مي دانند، مي خواهيم كه به فرياد روستائيان و عشاير مظلوم بختياري در شهرستان لالي توجه كند و نگذارد حق ما در دولتي كه شعارش عدالتخواهي است، پايمال شود.

    گفتني است در پی بازدید خبرنگاران از منطقه آبماهيك لالي كه انعکاس گسترده اي در رسانه های پايتخت داشت، اسماعيل جلیلی نماينده مسجدسليمان در تذكر كتبي به مجيد نامجو وزیر نیرو خواستار حل اين مشکل شده بود ولي تا اين لحظه، نتيجه ي تلاش هاي نماينده مسجدسليمان به اطلاع افكارعمومي رسانده نشده است.

    وي افزود: مسئولين سد گتوند عليا هنوز به هیچ یک از وعده های خود عمل نكرده اند و با ارائه آمارهاي عجيب و غريب به تهران، مسئولين مركز را به انفعال كشيده اند. تجمع امروز در مقابل دفتر نماينده مجلس، آخرين اميد ما براي رساندن صدايمان به تهران است.

    يوسفي گفت: از دكتر محمود احمدي نژاد كه همواره خود را حامي اقشار پائيدن جامعه مي دانند، مي خواهيم كه به فرياد روستائيان و عشاير مظلوم بختياري در شهرستان لالي توجه كند و نگذارد حق ما در دولتي كه شعارش عدالتخواهي است، پايمال شود.

    گفتني است در پی بازدید خبرنگاران از منطقه آبماهيك لالي كه انعکاس گسترده اي در رسانه های پايتخت داشت، اسماعيل جلیلی نماينده مسجدسليمان در تذكر كتبي به مجيد نامجو وزیر نیرو خواستار حل اين مشکل شده بود ولي تا اين لحظه، نتيجه ي تلاش هاي نماينده مسجدسليمان به اطلاع افكارعمومي رسانده نشده است.

    سد گتوندعلیا آرامگاه مقدس بی بی سکینه را هم به زیر آب برد

    پس از سربیشه نظرگاه مقدس بی بی سکینه هم

    به زیر آب رفت

    آرامگاه مقدس بی بی سکینه در منطقه ی آبماهیک در شرق شهرستان لالی و در حدفاصل روستاهای سربیشه و دم تنگ به زیر آب رفت.

    به گزارش مجالگاه منجزی از روستاهای در محاصره قرار گرفته شده ی آبماهیک، در پی بارندگی های چند روز اخیر در شمال خوزستان و بالا آمدن آب دریاچه مخزن سد گتوندعلیا نظرگاه مقدس بی بی سکینه به همراه صدها گورستان قدیمی از مردم منطقه به زیر آب رفت.

    این آرامگاه  که یکی از مکانهای مورد احترام طایفه منجزی و در مسیر کوچ عشایر بختیاری بود در کنار گورستان عمومی روستای سربیشه قرار داشت که طی چند روز گذشته به زیر آب رفت .

    به گفته ی اهالی محل آرامگاه مقدس بی بی سکینه یکی از مکانهای مورد تقدس طایفه منجزی و عشایر بختیاری بود که در مسیر کوچ ایل بهداروند به مناطق سردسیری قرار دارد.

    غرق شدن آرامگاه های خانوادگی ساکنان روستای تاریخی سربیشه موجب تالم عمومی مردم منطقه و بازماندگان آنان گردیده است. 

    پیش از این محتشم خانی مسئول تملک اراضی سد گتوند در گفتگو با خبرگزاری قارس از تعیین تکلیف و تملک ۳ مکان مذهبی مغروق در دریاچه سد گتوند و پرداخت خسارات آن به اداره اوقاف خوزستان خبر داده بود!

    اما در این فهرست نامی از آرامگاه مقدس بی بی سکینه ذکر نشده است، به نظر می رسد صعب العبور منطقه ی آبماهیک و غفلت مدیران شرکت آب و نیرو از مسایل اجتماعی و فرهنگی منطقه دلیلی برای نادیده انگاشته شدن این مکان مذهبی بوده است.

     شایان ذکر است درحالیکه هنوز تمهیدی برای آینده ی معیشتی و سکونت آوارگان و روستاییان سد گتوند دیده نشده است ُ محاصره ی خانه های اهالی توسط آب دریاچه و امکان ریزش این روستاها در مخزن دریاچه ی سد گتوند نگرانی های بسیاری را برای اهالی برانگیخته است.

    تصویر محل نظرگاه بی بی سکینه

    توجه: (در این تصویر نظرگاه به زیر آب رفته و دیده نمی شود)

    http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8806010977

    اعتراض روزنامه نگار پیشکسوت خوزستان به بی تفاوتی سادات ابراهیمی نماینده ی شوشتر

    اهمال نماینده ی شوشتر در مسئله ی  آوارگان سدگتوند
     
     حل نشدن مشکلات روستاهای منجزی نشین محاصره شده توسط دریاچه ی سد گتوند اعتراض غلامرضا فروغی نیا روزنامه نگار پیشکسوت خوزستانی را برانگیخت.
     فروغی نیا در مطلبی تحت عنوان اعتراض فصلی نماینده ی شوشتر عملکرد ایشان را درخصوص اهمال در حق روستا های منجزی  نشین به زیر سئوال برد.
    مطلب یاد شده در هفته ی گذشته به شرح ذیل در روزنامه صبح کارون به چاپ رسیده است.
     
    در حالیکه از پیگیری های نماینده شوشتر پیرامون مشکلات و مسائل شهروندان حاشیه سد گتوند ردی وجود ندارد و سکوت وی از سوی اهالی این مناطق بسیار سوال انگیز می نماید، اظهارنظر وی پیرامون استانداردهای باغ وحش در کشور و حالا هم اعتراض شدید وی به ثبت موسیقی شوشتری بنام دزفولی ها تعجب بسیاری را برانگیخت.

    چه خوب بود این نماینده که احساس مسئولیتش تا مرز حمایت از استانداردهای حیات وحش کشیده شده و حالا از مرز هنر عدول نموده سکوت خود را در خصوص مسائل پیرامون سدگتوند علیا توجیه و افکار عمومی را اقناع می کرد. چه کسی صدای شوری آب را بواسطه تپه های نمکی درک نکرده که نماینده شوشتر نتوانسته صدای آن را بشنود. چگونه است که صدای موسیقی و تفاوت آهنگ های شوشتری و دزفولی را این نماینده دلسوز درک نموده که این گونه اعتراض خود را به پایتخت کشانده اما مردم مظلوم مناطق اطراف سدگتوند حقی بر دوش این وکیل برای شنیدن موسیقی دردناک زندگی شان ندارند. ایکاش یک دهم آنچه از سوی نماینده ای مثل مسجدسلیمان که این منطقه در حوزه عملیاتی وی نیست به سخن درآمده از نماینده شوشتر بروز می یافت. در آن صورت می توانستیم ندای وی را در حمایت از حیات وحش و موسیقی درک نمائیم

    سوگواری اختصاصی عاشورای منجزی ها در شاهچراغ

    مراسم خالصانه عاشورای  منجزی ها در شاهچراغ  لالی 

    امامزاده شاهچراغ در نزدیکی روستای «جاجو» هفت شهیدان هرساله پذیرای سوگواران منجزی امام حسین (ع ) است.

    مراسمی که شاید یکی  از بکرترین آیین های عزاداری بختیاری است و در آن هنوز نوحه هایی به گویش بختیاری خوانده می شود.

    روستای جاجو تنها چند خانوار ساکن دارد، اما در روزهای تاسوعا و عاشورا صدها منجزی از اهواز و مسجدسلیمان و شوشتر و دیگر نقاط کشور به این روستا می روند تا در کنار امامزاده شاهچراغ به سو گواری بپردازند.

    مراسمس خالصانه که شرکت کنندگان به هیچ چیز جز برگزاری سوگواری برای شهدای کربلا فکر نمی کنند.

    امامزاده شاهچراغ در حدفاصل شهرهای مسجدسلیمان و لالی و دو کیلومتر بعد از هفت شهیدان قرار دارد.

    اگرچه برگزار کنندگان اصلی این مراسم از تیره های حلیلی و لوخرده هستندُ اما هرساله  سایر منجزی ها از همه ی تیره ها در این مراسم شرکت می کنند و اتحاد و همبستگی خود را به نمایش می گذارند.

    مجالگاه منجزی ضمن تشکر از برگزار کنندگان خیر این مراسم که سنتهای ایل منجزی را گرامی میدارند

    امیدوار است امسال شما را در این مراسم خودجوش و خالصانه ببینیم.

     

    خطر سقوط روستاهای منجزی نشین در دریاچه سد گتوندعلیا

     

    گزارش  سبزپرس مهمترین سایت زیست محیطی ایران از قلمرو منجزی ها

        خطر فاجعه انسانی در مخزن

    سد«گتوندعلیا»

    از زمان آغاز آبگیری سد گتوند علیا در استان خوزستان که بزرگترین مخزن روی رودخانه کارون است، تاکنون صدها هکتار زمین زراعی، هزاران اصله درخت بومی و دهها روستا برای همیشه به زیر آب رفتند تا اهداف در نظر گرفته شده برای پنجمین سد بزرگ ساخته شده برروی کارون تحقق پیدا کند.

    به گزارش سبزپرس، حال با آغاز فصل بارندگی در شرق خوزستان مردم چهار روستای باقی مانده در مخزن سدگتوندعلیا در آستانه‌ی رویارویی با یک فاجعه‌ی انسانی قرار گرفته اند. این در حالی است که بارها و بارها از سوی مسئولین سد به گونه ای در خصوص جمعیت باقی در منطقه اشاره شده که انگار سرنوشت همان تعداد اندک خانوار چندان مهم نیست و به هر شکل ممکن باید تسلیم تقدیر ناخواسته‌ای باشند که برای آنان رقم خورده است.

    روزنامه نگاران مستقل تابستان سال 1391 راهی آب ماهیک شدند تا با نحوه زندگی افرادی که در نبود برق و دیگر امکانات رفاهی همچنان به ایستادگی در روستای خود پافشاری می کردند آشنا شوند. اکنون شاهد پیش روی بیش از پیش مخزن سد به سمت روستاهای باقی مانده است.

    بارندگی های هفته اخیر و افزایش سطح آب دریاچه سد «گتوندعلیا» روستای تاریخی «سربیشه» در شرق شهرستان «لالی» را به زیر آب برد و مردم سه روستای «گلزاری»، «پا برافتو» و «دم تنگ» را در محاصره‌ی سیل و  رانش زمین قرار داده است.

     ادامه گزارش را با جستجوی این آدرس بخوانید .

    http://memarinews.com/Pages/ViewNews.aspx?NewsId=9822

    گزارش روزنامه تهران امروز از  مردم مظلوم آبماهیک

    گزارش روزنامه سراسری"تهران امروز" از تداوم رفتارهای غیر انسانی با
     مردم آبماهیک
    دوشنبه ۲۷ شهريور ۱۳۹۱ ساعت ۰۸:۴۸
    گزارش "تهران امروز" از تداوم رفتارهای غیر انسانی در سد گتوند
    روزنامه "تهران امروز" در تاریخ 26/06/1391 در گزارشی با عنوان « 186 مالك منطقه «آبماهيك» گتوند، پول زمين و اراضي خود را دريافت نكردند؛ روستاهاي پشت سد غرق در بي‌آبي» به قلم زهرا کشوری، از تداوم فشارهای غیرانسانی به روستائیان و عشایر بختیاری در منطقه آبماهیک شهرستان لالی در حوزه مخزن سد گتوند علیا خبر داد.

    به گزارش آژانس خبری بختیاری (ایبنانیوز)، متن گزارش "تهران امروز" به این شرح است:

    آخرين راه ارتباطي مردم روستاهاي پشت سد «گتوند» با غرق شدن پل ارتباطي اين روستاها به شهرستان لالي - به دليل آبگيري سد - بسته مي‌شود و آنها بين سه درياچه و يك كوه به محاصره درمي‌آيند. با اين حال به گفته «علي يوسفي» نماينده حقوقي روستاهاي منطقه «آبماهيك» آنها چاره‌اي جز ماندن ندارند چون اگر هم بروند، بي‌كسي، بيكاري و فقر غرقشان مي‌كند، حداقل اينجا در زمين‌هاي خودشان دفن مي‌شوند. او به «تهران‌امروز» مي‌گويد: «۱۸۶ مالك در اين منطقه هنوز هيچ پولي از سازمان آب-نيرو نگرفته‌اند و حق و حقوق آنها پرداخت نشده‌ اما ۱۲۰ روز است كه برقشان را قطع كردند و ۱۱ ماه است كه آب آشاميدني به آنها نمي‌دهند.» يوسفي مي‌گويد: «من براي تمام حرف‌هايم سند دارم، و مدارك تمام اين مالكان كامل است.»
    بازگشت روستاييان

    روستاهاي منطقه آبماهيك تابستان سختي را پشت‌سرگذاشتند. با قطع شدن آب و برق، گرما غير قابل تحمل شد و برخي از روستاييان مجبور شدند، بدون اينكه پولي از مجريان سد بگيرند، آواره روستاها و شهرهاي اطراف شوند. آنها در اين مدت شرايط سختي را پشت‌سرگذاشتند. حالا هم به گفتة يوسفي، با خنك شدن دوباره هوا كم‌كم در حال بازگشت به روستاها هستند. او مي‌گويد: «چاره‌اي نداشتند. آنها نه پولي براي خريد خانه دارند و نه حتي اجاره.»

    يوسفي در اين مدت به هركجا كه فكر كنيد سرزده تا بتواند حق ‌و حقوق روستاييان را تسويه كند حتي مي‌گويد: «در تيرماه امسال با حضور نماينده سد در فرمانداري توافقي براي پرداخت حق وحقوق روستاييان انجام شد. در اين جلسه روي قيمتي توافق كرديم اما به دليل كارشناسي برخي و به رغم سوگندها، به وعده‌هاي داده شده عمل نشد.» او مي‌گويد: «به گفته برخي از كارشناسان، كساني در طرح هستند كه اجازه نمي‌دهند حق و حقوق روستاييان پرداخت شود.»

    زنگ مدرسه در آبماهيك نواخته نمي‌شود!

    ۲ سال است كه بچه‌هاي روستاهاي آبماهيك مدرسه نمي‌روند.مهر با تابستان براي آنها فرقي ندارد. هيچ‌كس هم نگران آينده آنها نيست چون هم مدرسه راهنمايي تعطيل شده و هم ابتدايي. لابد قرار است آنها هم سرنوشتي مثل پدرشان داشته باشند.حداقل پدرهايشان زميني داشتند كه از پدربزرگ‌هايشان به ارث رسيده بود. اما آنها نه زميني دارند ونه درسي مي‌خوانند كه در آينده بتوانند براي خودشان كسي شوند. يوسفي مي‌گويد: «برخي از خانوارها فرزندان خود را به روستاهاي اطراف مي‌فرستند، اما اين امكان براي همه وجود ندارد و هيچ كس هم به فكر درس و مشق روستاييان نيست.» او مي‌گويد: «الان نه برق داريم، نه آب، نه بهداشت، نه مدرسه و نه حتي تعاوني.»

    يوسفي شك ندارد كه مسئولان سد بي‌خيال ماجرا شده‌اند و براي آنها مهم نيست كه مردم آبماهيك چه سرنوشتي پيدا مي‌كنند. او مي‌گويد: «يك خانوار ۱۰ نفره با ۴ميليون تومان پولي كه بابت خانة خود از سد مي‌گيرد چه كار مي‌تواند كند؟ پول كرايه حمل و نقلش از روستا هم نمي‌شود.»

    زمين متري ۶۵۰ تومان!

    يوسفي مي‌گويد: «بسياري از روستاييان شب خواب ندارند چون نمي‌دانند فردا چه اتفاقي در انتظار آنهاست.» به گفته او روستاييان نه راه پس دارند ونه راه پيش. يوسفي مي‌پرسد خانم شما با ۶۵۰ تومان مي‌‌توانيد يك «بستني» بخريد؟ دو بار مي‌پرسد. بعد مي‌گويد: «اما آب نيرو مي‌خواهد زمين‌هاي ما را متري ۶۵۰ تك تومان بخرد و خانه‌هاي ما را متري ۲۰ هزار تومان.» او مي‌گويد: «حالا حساب كنيد در هر خانه‌اي ۱۰ نفر زندگي مي‌كند. فقط كرايه رفتن از روستا به لالي نفري ۲۵ هزار تومان مي‌شود. كرايه حمل وسايل خانه و گله را حساب كنيد. چقدر از اين پول را بايد به كرايه حمل و نقل بدهيم. آيا اصلاً چيزي براي اجاره يك آلونك باقي مي‌ماند. اصلاً آلونكي با اين قيمت در روستاهاي اطراف پيدا مي‌شود. اصلاً چرا بايد كسي بعد از ۶۰ سال زندگي با عزت و آبرو، آواره شود؟»

    يوسفي مي‌گويد: «كسي به قانون توجه نمي‌كند. مادة ۵ قانون تملك مي‌گويد اراضي بايد به نرخ روز تحويل، خريداري شود اما مسئولان سد به اين مسئله توجه نمي‌كنند.» او دعوا را به شوراي حل اختلاف كشانده است. كارشناسان شورا هم گفته‌اند كه با توجه به حاصلخيز بودن اراضي و وجود سه رودخانه در كنار زمين‌ها، هر هكتار بايد ۴۰ ميليون تومان از روستاييان خريداري شود. اما گوش كسي بدهكار نيست.

    آنها مشكل ديگري هم دارند. آب سد هر روز پيشروي مي‌كند و زمين كشاورزي يا باغ جديدي را غرق مي‌كند. آنها تلاش مي‌كنند تا قبل از غرق شدن زمين‌ها، اراضي را متر و در جايي ثبت كنند چون به گفتة يوسفي آنها مطمئن هستند، اگر زمين‌ها غرق شود هيچ كس قبول نمي‌كند كه وسعت اراضي چقدر بوده‌است.

    باغ جلوي چشمش غرق شد

    به‌رغم اعتراض رسانه‌ها، وضع زندگي روستاييان پشت سد، هيچ تغييري نكرده‌ اما آب سد همچنان در حال پيشروي است. به گفتة يوسفي، آب در حال حاضر بخشي از روستاي «سربيشه» را - به رغم حضور ساكنان آن - گرفته ‌است.

    او از پيرمردي در روستاي گلزاري ياد مي‌كند كه هر روز ۵۰ تا ۶۰ متر محل زندگي‌اش را تغيير مي‌دهد كه شب هنگام آب سد او را با خود نبرد. يوسفي مي‌گويد: «زمين ما را مي‌خواهند متري ۶۵۰ تومان بخرند. اما اهالي آبماهيك يك قالب يخ را ۵ هزار تومان مي‌خرند و ۲۵ هزار تومان هم كرايه‌اش مي‌شود. تازه وقتي به روستا مي‌رسد به دليل گرماي زياد، يخ نصف شده است. يك روستايي كه الان زمين براي كشت ندارد، حق ماهيگيري ندارد، خرج زندگي‌اش را چگونه تامين كند؟» نمي‌دانيد «گودرز محمدي» يك روز تمام بالاي سر باغش كه زير آب رفت چطور گريه مي‌كرد. يوسفي مي‌گويد: «او از سال 41 باغ داشت كه در آن ميوه‌هايي چون انار، انجير، پرتقال، ليمو و ليمو شيرين مي‌كاشت. اما يك روز صبح آب سد، ناغافل باغ را در خود غرق كرد.» گودرز روي تپه‌اي در وسط آب مانده بود و غرق شدن باغش را نگاه مي‌كرد و بر سرو سينه مي‌زد. اهالي تلاش زياد مي‌كنند تا بالاخره او را از وسط تپه به خشكي مي‌آورند تا خودش را غرق نكند. دستش به هيچ كجا بند نبود. فقط بر سر و روي خود مي‌زد.

    يوسفي مي‌گويد: «خواهر نمي‌دانيد چقدر اين صحنه دردناك بود. دل سنگ برايش آب مي‌شد.» يوسفي خودش هم از دهها سالها پیش باغدار بود. باغ او را هم آب سد بلعيد. او هم همين ميوه‌ها را مي‌كشت. باغ محصول خوبي هم مي‌داد. بسته به اندازة و بزرگي درخت، گاهي ۴۰ و گاهي هم ۱۰۰ كيلو از يك درخت محصول برداشت مي‌كرد اما همه را آب برد.

    مجوزهاي ماهيگيري لغو شد

    ۲ رود «شور» و رود «تَلُک» در پاي روستاي گلزاري يكي مي‌شوند. ماهي‌ها در اين تلاقي سهم روستاييان مي‌شد و رودخانه‌ها در ادامه به كارون مي‌پيوستند اما مسئولان سد به يك‌باره ماهيگيري در منطقه را ممنوع كردند. يوسفي مي‌گويد: «من ۱۰ نفر را معرفي مي‌كنم كه در تلاقي اين دو رودخانه با مجوز ماهيگيري و زندگي خود را از اين طريق تامين مي‌كردند اما الان مجوزها لغو شده و آنها ديگر اجازه ماهيگيري ندارند. هيچ كس هم نمي‌گويد كه اين افراد چگونه بايد زندگي خود و خانواده را تامين كنند.»

    تورهاي ماهيگيري را بردند

    يوسفي مي‌گويد: «افرادي آمدند و تمام تورهاي ماهيگيري را بردند. حتي قايق‌ يكي از اهالي را هم به رودخانه انداختند تا آب با خود ببرد. البته مردم متوجه شدند و خيلي زود قايق را از آب گرفتند.» به گفته يوسفي افرادي شبانه در حالي كه ترك موتور هستند، مي‌آيند و تورهاي ماهيگيري را مي‌برند يا طناب قايق را باز مي‌كنند تا قايق در آب رها شود. اومي‌گويد: «دولت مي‌گويد بايد رضايت مردم را به دست آورد اما هيچ كس توجه نمي‌كند.»

    پرستو به روستا برنگشت

    پرستو دختر بچه‌اي مبتلا به ديابت است كه به گفتة يوسفي داروهاي او بايد هميشه در جايي خنك نگهداري شود. مادرش تا مدتي بعد از قطع شدن برق داروهايش را زير مشك آب مي‌گذاشت اما افاقه نكرد و داروها فاسد شدند. به ناچار پدرش جان او را برداشت و به شهر رفت اما هرچه دنبال خانه وكاشانه گشت، نتواست جايي را اجاره كند، يعني از پسش برنيامد. پولش را نداشت. حالا پرستو مهمان يكي از خويشاوندانش است و پدرش نمي‌داند بايد چه كار كند؟

    «علي محمدي» هم يكي ديگر از روستاييان است كه تابستان را در منزل يكي از اقوام گذرانده‌‌است اما حالا صاحبخانه مي‌خواهد خودش در خانه ساكن شود و او چاره‌اي ندارد جز اينكه دوباره به روستا برگردد. هرچند روستا را آب گرفته و تاچند وقت ديگر او و تمام روستاييان كه پشت سد مانده‌اند به محاصره آب درمي‌آيند اما چه كنند، آنها نه راه پيش دارند ونه راه پس.

    براي استاندار پيغام گذاشتم

    يوسفي چند بار به استانداري خوزستان مي‌رود تا بتواند با شخص استاندار صحبت كند اما به در بسته مي‌خورد و هربار به او مي‌گويند برود و يك ماه ديگر بيايد. در نهايت مجبور مي‌شود روي تلفن شخصي استاندار پيغام بگذارد. او به استاندار مي‌گويد: «عاجزانه از دولت مي‌خواهيم كه نگذارد حق مردم آبماهيك از دست برود و نگذارد اين بلا سرشان بيايد.» يوسفي مي‌گويد: «ما كه دستمان به جايي نمي‌رسد، فقط آه ما به خدا مي‌رسد.»

    مطالب مرتبط:
    - ویدئوکلیپ "قانون": برخورد قرون وسطائی با روستائیان در سد گتوند
    - انتقاد شديد سايت تابناك از نخبگان بختياري: به خاطر دو تا كپر ؟!

    تجمع اعتراضی لملمی ها و ملا احمدی ها در مقابل فرمانداری لالی

    تجمع اعتراضی منجزی ها  
    مقابل فرمانداری لالی
     
     سرویس اجتماعی خبر گذاری بختیاری با انتشار گزارشی از تجمع لملمی ها و ملا احمدی های ساکن اومایک بار دیگر مشکلات طایفه منجزی را در آبگیری سد گتوند مورد توجه قرار داد
     این خبر گذاری در مطلبی با عنوان تجمع اعتراضی روستاییان و اوارگان  سد گتوند در  مورخ سه شنبه ۱۷ مرداد ۱۳۹۱ خواهان توجه مسئولین به مشکلات مردم منطقه آبماهیک شد.
    شایان ذکر است ۱۴۰ روز است که مردم روستاهای گلزاری ُ دم تنگ و پابر افتو علی رغم قطع برق و آب خود در اعتراض به عملکرد ناشایست مقامات سد گتوند حاضر به ترک منطقه نشده اند. 
    مجالگاه منجزی ضمن تشکر از تلاشهای این خبرگذاری مردمی گزارش یاد شده  را در ادامه درج می نماید: 
    گزارش آزانس خبری ایبنا نیوز :
    آژانس خبري بختياري (ايبنانيوز) / سرويس اجتماعي

    امروز حدود هفتاد نفر از آوارگان سد گتوند عليا با برگزاري تجمع مسالمت اميز اعتراضي در مقابل فرمانداري شهرستان لالي، خواستار جلوگيري از تضييع حقوق روستائيان و عشاير بختياري در محدوده اين طرح ملي شدند.

    به گزارش آژانس خبري بختياري (ايبنانيوز)، درحالیکه مدتها از اعلام رسمي آبگیری و افتتاح سد گتوند علیا توسط محمود احمدي ن‍ژاد رئيس جمهوري در تارخ 05/05/1390 مي گذرد، عدم پایبندی شرکت آب و نیرو به تعهدات قانونی خود در جبران خسارات مردم منطقه بالادستی سد گتوند علیا و نقض صريح مفاد قانون نحوه تملك اراضي محدوده طرحهاي ملي مصوب 1358، موجب تجمع اعتراضي حدود 70 نفر از آوارگان اين سد شد.

    به گزارش خبرنگار ايبنانيوز از لالي، اكنون ۱۳۵ روز است که وزارت نيرو آب و برق ۴ روستای حوزه مخزن سد گتوند را قطع كرده است و عشاير و روستائيان بختياري در ماه مبارك رمضان و در گرماي طاقت فرساي خوزستان بدون آب شرب بهداشتي و بدون برق و خانه بهداشت به سر مي برند. 

    هم اكنون اغلب سکونتگاه های عشایر بختیاری، مراتع چرای دامها، باغها و مزارع آنها به زیر آب رفته و آب رودخانه کارون تا درون کوچه های روستای «سربیشه» و حیاط برخی خانه ها هم بالا آمده است و سه روستاي گلزاري، دم تنگ و تنگ هليل را تهديد مي كند؛ در حالي كه هنوز هيچ پولي بابت اراضي و خانه هاي آنان پرداخت نشده است.
     
    بنابراين گزارش، مردم این روستاها که خواهان مشخص شدن آینده ی معیشتی و سکونت خود هستند، علی رغم گرمای ۵۰ درجه خوزستان و فرارسیدن ماه رمضان و بدترین شرایط زندگی حاضر به ترک منطقه نشده اند. 

    هفته گذشته، محمدرضا رضازاده مدیرعامل شرکت آب نیرو مجری ساخت سدهاي بزرگ در حوزه زاگرس مياني، گفت تنها 8 خانوار ساکن این روستاها هستند اما وجود جمعیت ۷۰ نفره ای که از ساعت ۱۰ تا ۱۲ ظهر روز سه شنبه 17 مرداد ماه، در مقابل فرمانداری لالی تجمع كرده بودند، حکایت از آن دارد كه آمار مديرعامل شركت آب و نيرو، غيرواقعي بوده است!
     
    مجید کرمپور یکی از اهالی روستاهاي سد گتوند در محدوده شهرستان لالي، به خبرنگار ایبنانيوز گفت: بسیاری از مردم به دلیل داشتن کودکان خردسال و عدم تحمل گرمای طاقت فرسا، خانه هاي خود در چهار روستاي گلزاري، ربيشه، دم تنگ و تنگ هليل را ترک کرده اند و به شهرها پناه آورده اند اما هنوز جایگزینی برای خسارات وارده به معیشت و سکونت آنها در نظر گرفته نشده است.
     
    حشمت یوسفی یکی دیگر از ساکنان در گفتگو با ايبنانيوز، با ذکر این نکته که "روستاییان و عشایر آواره ی ۳۲ روستای دیگری که طی سال گذشته در شمال شرق خوزستان در آبگیری سد گتوند به زیر آب رفته اند اغلب دچار حاشیه نشینی، فقر شدید مالی و مشکل سکونت و معیشت در شهرهاي شوشتر و اهواز شده اند"، گفت: شرکت آب و نیرو با شرایطی غیرمنصفانه و به دور از عدالت با مردم برخورد می کند و ساکنان این ۴ روستا نمی خواهند که به سرنوشت ساکنان ۳۲ روستای دیگر منطقه دچار شوند. 

    به گزارش خبرنگار ايبنانيوز از لالي، تجمع مردم در اعتراض به شركت آب و نيرو و مديريت سد گتوند، با وساطت خسرو كياني فرماندار شهرستان لالي، به تشكيل جلسه ای در محل دفتر فرماندار انجاميد و با پادرمیانی معتمدین محلی و فرماندار، اين تجمع با آرامش پايان يافت و فرماندار به عنوان نماینده ی دولت به اهالي قول داد که شركت اب و نيرو را ملزم كند تا پایان هفته آینده تکلیف جبران خسارات و اعاده حقوق مردم را مشخص نمايد. کیانی در اين جلسه، همچنين طی تماس تلفنی با مسئولین شرکت آب و نیرو و شیبانی مدیر پروژه سد گتوند، خواهان پایبندی این شرکت به وظایف خود در مقابل آوارگان، روستائيان و عشاير بختياري شد. 

    شایان ذکر است صنعت سدسازی در زاگرس مياني،‌ طی بیست سال گذشته دهها هزار آواره و حاشیه نشین از خود بجا گذشته است و پیش از آبگیری سدگتوند علیا، مسئولین استان خوزستان، نمایندگان مجلس و رسانه های استان خوزستان بارها خواهان توجه شرکت آب و نیرو به جبران خسارت اهالي و چاره اندیشی براي جلوگيري از تکرار آسيبهاي اجتماعی پروژه های قبلی شده بودند.
     
    نشانی مطلب:

    انتقاد عضو شورای مسجدسلیمان از سد گتوندعلیا

     

    مقاله وارده درخصوص اراضی محدوده سد گتوند

    بقلم دکتر علی یار حسینی رئیس شورای شهر

    مسجدسلیمان و عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد

     در ادامه ی مطلب

    تبعيض، تشنگي و خاموشي در پشت سد گتوند

     

    • گزارش مدیر مسئول خبرگزاری سبز پرس ایران از اومایک مندرج در روزنامه شرق ۲۸/۳/۹۱
    • تبعيض، تشنگي و خاموشي در پشت سد گتوند
    • مژگان جمشيدي

    • نلسون ماندلا رييس‌جمهور پيشين آفريقاي‌جنوبي در سخنراني اختتاميه گزارش كميته جهاني سد‌ها كه 15 سال پيش برگزار شد، در واكنش به مخالفان سدسازي در جهان گفت: «مشكل، سدها نيستند بلكه مشكل تشنگي است، مشكل خاموشي روستاهاست. كلبه‌هاي روستاييان بدون روشنايي، بدون آب آشاميدني و بدون بهداشت است و دوران جمع‌آوري و حمل آب با دست سپري شده است.» به باور ماندلا سدسازي مي‌توانست پاياني باشد براي تمام اين بي‌عدالتي‌ها در حق روستايياني كه در بسياري از كشورهاي در حال توسعه همواره محروم از رفاه بودند. اما حالا سدها يكي پس از ديگري در ايران احداث مي‌شوند بدون آنكه تاثيري در شاخص‌هاي رفاهي جامعه محلي ايجاد شده باشد! 
      اينجا سدها براي اين احداث نمي‌شوند كه روستاييان بدون آب و برق، صاحب آن شوند. اهداف كلان سدسازي و طرح‌هاي انتقال آب حوضه به حوضه، عمدتا حول طرح‌هاي بزرگ توسعه كشاورزي و تامين آب شرب شهرهاي بزرگ متمركز شده است. اگر نيم‌نگاهي به تاريخچه سدهاي بزرگ در كشورمان بيندازيم، درمي‌يابيم كه چه بسيار روستاها و خرده‌زمين‌هاي كشاورزي كه در سال‌هاي گذشته زير آب نرفتند تا سدهاي بزرگ احداث شوند بي‌آنكه در جريان ساخت اين سدها چه قبل از احداث و چه بعد از ساخت حقوق مردم بومي و جامعه محلي تامين شده باشد. در بسياري از موارد روستاها و سرزمين آبا و اجدادي اقوام زير آب رفت، بسياري از تپه‌هاي باستاني و آثار به‌جامانده تاريخي از دوران گذشته حتي قبل از آنكه شناسايي و مطالعه شوند براي هميشه به زير آب رفتند و‌ هزاران هكتار جنگل و مراتع سرسبز و حاصلخيز ويران شدند. تنوع زيستي رودخانه‌ها گاه تا مرز نابودي رفت و زيست‌بوم‌هايي كه ‌هزاران سال مهد ظهور تمدن‌ها و فرهنگ‌هاي بسياري بودند به پهنه‌هاي آبي تبديل شدند كه تنها خاصيت‌شان راه‌اندازي يك نيروگاه چند مگاواتي بود و آبياري اراضي پايين‌دست سد، بدون رعايت حقابه و حقوق ساكنان بالادست! به عبارت ديگر ده‌ها‌ميليارد تومان از بودجه كشور صرف ساخت سدهايي شد كه حتي بعد از ساخت ارزيابي هم نشد تا دريابيم در قبال اين همه صرف بودجه براي سدسازي، چقدر عايد كشور و اقتصاد ملي و محلي شد! اما شگفت‌آور اينكه باز هم وقتي مي‌دانيم سدها چطور بر دوش طبيعت و مردم محلي سنگيني مي‌كند همچنان يك‌طرفه انتظار داريم كه مردم بي‌هيچ چشمداشتي از حقوق اوليه‌شان كه حق آب و گل است و از قبال منافع مالي و معنوي‌شان بگذرند و هر جا را كه سدسازان اراده كردند در هر زماني در آن، مخزني پر از آب ايجاد كنند تخليه كرده و بروند! اگرچه در چند روز گذشته به واسطه سفر گروهي از خبرنگاران محيط‌زيست به خوزستان فرياد دادخواهي هزاران نفر از ساكنان روستاهاي پشت سد گتوند كه بزرگ‌ترين و پرهزينه‌ترين سد در طول تاريخ ايران بوده سرانجام رسانه‌اي شد و به گوش همه رسيد كه چطور بدون آنكه پولي دريافت كرده باشند از نعمت آب و برق و مدرسه و خانه و بهداشت محروم شدند و در گرماي بالاي 45 درجه روز را به صبح و صبح را به شب مي‌رسانند تا مجبور به تخليه سرزمين آبا و اجدادي‌شان شوند اما باز هم مجيد نامجو وزير نيرو خواستار همكاري مردم با وزارت نيرو براي رفع اين مشكل شده است! وزير نيرو مي‌گويد: برخي از اهالي روستاهايي كه زير آب مي‌روند با وجود اينكه پول‌شان را مي‌گيرند باز هم تمايلي به خروج از منطقه ندارند، برخي هم بر سر مبلغ به توافق نمي‌رسند و به هر حال ما همواره با مشكلاتي در اين زمينه مواجه بوده‌ايم. از مردم مي‌خواهيم كه در اين زمينه‌ها همكاري‌هاي لازم را داشته باشند تا برنامه‌هاي وزارت نيرو نيز پيش برود. 
      اما يك خانواده حداقل پنج‌نفره با 10‌ميليون پولي كه حتي هنوز هم پرداخت نشده كجا برود؟ با اين پول شغل ايجاد كند يا خانه‌اي از جنس حلبي در حاشيه شهر اهواز و دزفول؟ هرگز از خاطرم نمي‌رود مرد دردكشيده روستاي «برافتو» را كه با التماس ما را به خانه‌اش كشاند تا ببينيم داروهاي فرزند تيروييدي‌اش را براي جلوگيري از فاسد شدن چطور زير مشك آب پنهان كرده بود. اشك مي‌ريخت و مي‌گفت: چرا هر كجا در پاكستان و لبنان و... نيازي دارند ايران آنجا حاضر مي‌شود تا به آنها كمك كند اما من كه ايراني هستم و رگ و ريشه‌ام از اين خاك است اكنون سه ماه است كه آب و برقم را قطع كرده‌اند بي‌آنكه پولي به من بدهند و مي‌خواهند از اينجا بروم؟ او مي‌گفت: قيمت يك متر زيلو پنج‌هزار تومان است اما زمين‌هاي مرا متري 600 تومان قيمت گذاشتند! اصلا از كجا درآمد داشته باشم؟ دزدي كنم؟ مواد بفروشم؟ كالاي قاچاق بفروشم؟ در حالي كه سال‌هاست كشاورزي و دامداري كردم و كمبودش را از راه فروش ميوه درختان جنگلي «كنار» تامين كرده‌ام حالا چه كنم؟ به راستي پاسخ آقاي وزير براي اين مردم چيست؟ آقاي وزير! منطق توسعه و نياز‌هاي جامعه حكم مي‌كند كه در قالب طرح آمايش سرزمين، گزينه‌هاي متعدد توسعه كه يكي از آنها سدسازي است بر پايه‌هاي علمي و منطقي توسعه يعني مطالعه، بررسي، مقايسه و براساس همان موازين، گزينه برتر كه شرايط محيط‌زيست پايدار و رفاه اجتماعي پايدار در آن ملحوظ شده باشد انتخاب شود. زيرا نمي‌توان به يك انسان گفت آب ننوش، نمي‌توان گفت اينجا زندگي نكن و برو! چون حق انتخاب محل زندگي طبق اصل 33 قانون اساسي از حقوق اوليه ايرانيان محسوب شده است. كجاست مطالعات ارزيابي اثرات اجتماعي، اقتصادي و زيست‌محيطي سد گتوند؟ اصلا پروژه‌اي به اين عريض و طويلي چنين مطالعاتي دارد؟




       

                                    

     

     

    ادامه نوشته