رد پای «حزب توده» در سریال ضد ایرانی سرزمین کهن
رد پای «حزب توده» در سریال ضد ایرانی سرزمین کهن
يکشنبه ۲۰ بهمن ۱۳۹۲ ساعت ۱۰:۳۷
محمدمراد یوسفی نژاد*
مردم لر بختیاری در طول تاریخ همواره همچون دژی مستحکم و تسخیرناپذیر در برابر بیگانگان ایستاده و هزینههای سنگینی در راه استقلال و سربلندی ایران عزیز پرداخته است. رشادت و از خودگذشتگی دلیرمردان و شیرزنان زاگرس بر پیشانی تاریخ این سرزمین، نه بر کسی پوشیده است و نه قابل انکار.
از تاریخ چندهزارساله که بگذریم، نقش این قوم در دفع اشرف افغان و مصاف با متجاوزین افغان در مورچه خورت اصفهان بر تاریخ میدرخشد. حضور موثر آنان در فتوحات نادری به سرداری علی صالح خان بختیاری، فتح تهران و نقش اساسی و کلیدی در انقلاب مشروطه به سرکردگی حاج علیقلی خان سردار اسعد، نهضت شیرعلیمردان خان بختیاری در برابر ظلم و ستم پهلوی و در نهایت حضور و نقش موثر آنان در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران که باز هم نقش یک سردار بختیاری در رأس سپاه پاسداران و حضور همه جانبه لرهای بختیاری در فتوحات جبههها غیر قابل کتمان و در برابر چشمان هر کوردل غیر منصفی مانند آفتاب خود نمایی میکند.
سوالی که در مقابل صدا و سیما قرار دارد، این است که چرا به این بخشهای سراسر افتخار لربختیاری نمیپردازید؟
این هفته سومین قسمت از سریال موسوم به «سرزمین کهن» با نشان دادن تصویر قاب شده سردار بزرگ بختیاری علیقلی خان اسعد بر دیوار اتاق یک زن وابسته به دربار پهلوی، هجمههای خود علیه یک قوم سربلند را وارد فاز جدیدی از شارلاتانیسم سیاسی کرد تا همچنان به سناریوی خود مبنی بر تحریف تاریخ و توهین به یک قوم رشید ادامه دهد.
این سریال که بکارگردانی کمال «تبریزی» و با مشاوره باصطلاح تاریخی عباس سلیمی «نمین» قرار است تا هفتهها از شبکه سه پخش شود، اهداف خطرناکی را در نوک مگسک خود نشانه رفته است.
تحلیل سه قسمت نخست این سریال که تاکنون از شبکه ۳ سیما پخش شده، ما را به نتیجه گیری های شگفتی میرساند:
۱ - اردکانی بعنوان معلمی «تودهای» در این سریال دارای کاراکتوری مثبت و قهرمان گونه است که خود و خانوادهاش تحت آزار و اذیت و ستم خانوادهای درباری و فاسد قرار میگیرند. در کما ناباوری، گریم و ظاهر این معلم توده ای نیز شبیه «صمد بهرنگی» از نویسندگان مطرح کشور است و به طور ناخودآگاه وی را در ذهن مخاطب تداعی می کند.
کارگردان با الصاق تصویر علیقلیخان سردار اسعد بختیاری بر دیوار یکی از اتاقهای این خانواده که نام فامیل آنها «بختیاری» است، میخواهد از قوم بختیاری تصویری سیاه و از این سردار بزرگ مشروطیت، شخصیتی درباری و ظالم را به اذهان عمومی القا کند و از طرفی هرچه بیشتر به مظلوم نمایی و تطهیر اردکانی این عنصر تودهای عامل شوروی اهتمام میورزد.
این سریال، علاوه بر تطهیر حزب توده، در دیالوگهای مختلف به تطهیر فرقه دموکرات پیشه وری و غائله ضد ملی او در دهه 20 شمسی نیز می پردازد و ابهامات تاریخی در مورد پیوند مستحکم حزب توده و فرقه دموکرات را تقویت می کند.
کمال تبریزی در سکانسهای مربوط به کلاس تاریخ، سعی در تخریب وجهه معلم تاریخ دارد. معلم تاریخ که نماد ملیت ایرانی است فردی بداخلاق، هتاک، بی منطق و پرخاشگر است و فرد توده ای فردی که حرفش را آرام، شمرده شمرده و منطقی می زند و مظلوم واقع می شود!
چنانچه به دیالوگهای سریال بیشتر توجه کنیم در مییابیم که سناریو دارای جهتی انکار ناپذیر به سمت وجیه المله جلوه دادن معلم توده ای و بدنام کردن معلم تاریخ است! و رفته رفته میرود تا در ناخودآگاه بینندگان این باور را تزریق کند که تودهایها انسانهای شریف و وطن پرستی بودند تا آنجا که حضانت فرزند یک شهید را نیز درخدمت این القائات به وی میدهند!
از طرفی درگیری این عنصر تودهای که قهرمان این سناریو قلمداد گردیده با خانوادهای درباری بنام «بختیاری» که بنا به نمایش نمادین تصویر علیقلیخان سردار اسعد در خانه ایشان، بطور آگاهانه و عامدانه نماد فرهنگ و هویت و تاریخ یک قوم بزرگ و ریشه دار معرفی می شود تا افتخارات این قوم را که در خوشبینانهترین فرض حدود ۱۰ درصد کل جمعیت کشور را تشکیل میدهند، به زیر علامت سوالی بزرگ بکشاند و بر تمامی خدمات و سربلندیهای قهرمانانهاش خط بطلان بکشد.
سازندگان و دست اندرکاران این سریال و شبکه سه سیما باید پاسخ دهند با کدام مستندات و ادله تاریخی قصد دارند اینچنین با شیطنت و کینه ورزی، خیانتهای حزب وابسته توده بر ضد ملت ایران را تطهیر و توجیه کنند و با کدام پشتوانه میخواهند یک حزب منفور، مرده و دفن شده در تاریخ ایران را دوباره زنده کنند و اساسا آب به آسیاب چه کسانی میریزند؟
۲ - تاریخ گواه است و سازندگان این سناریو نیز باید بدانند که مجاهدین بختیاری به فرماندهی سرداران خود با هجوم و فتح تهران، تکلیف انقلاب مشروطه را روشن و یکسره کردند و در پیشگاه تاریخ نمیتوان این پیشگامان مشروطیت را قدمی عقبتر از دیگرانی که در جغرافیایی محدود خدماتی به مشروطه داشتند، نگاه داشت. همچنین باید بدانند این شیوهٔ برخورد با واقعیات تاریخ یک ملت، تصوری نخ نما شده و تنها یک گستاخی تاریخی به حساب خواهد آمد.
آنانی که با آویزان کردن عکس علیقلیخان سردار اسعد به دیوار وابستگان دربار پهلوی، پروژه سیاه نمایی یک قوم سربلند را کلید زدهاند، باید بدانند که با نگاه شووینستی و پا گذاشتن بر شانههای تاریخ یک قوم نمیتوانند برای خطهٔ خویش تاریخ جعلی به وجود بیاورند و با اسطوره سوزی، اسطوره بسازند!
آنان باید بدانند هر انگشت، اثری دارد متعلق به صاحب حقیقی خویش. و سرند تاریخ برای تحریف کنندگان خود، هرگز اجازهٔ عبور صادر نخواهد کرد. کوچک شمردن و نادیده گرفتن قومی دلیر که بیشترین شهید را تقدیم مشروطیت نمود، مستوجب شرم و خجالت است!
* شاعر و پژوهشگر بختیاری، نویسنده کتاب "نفت که آمد و رفت"